ای آفتاب آرزو!

نبودی و خاطره هامان فقیر بود؛

نیستی و افق هامان حقیر است؛

بیا و چشم ها را پر کن از تماشا:

ای آفتاب آرزو!

/ 3 نظر / 24 بازدید
شاهین

اکثر پیروان استاد ایلیا او را روح خدا می خوانند و كارهاي او را بیش از هر کسی به مسیح شبیه می دانند

رایحه

روزی روزهامان؛ شیرین‌تر از خاطره‌هامان خواهند شد...آن روز دیر نیست...

mohammad

سلام عزیزم.مرسی عالی بود...بلاخره بعداز اندی سال برگشتم.حتما بیای پیشم.ممنونم در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو تفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود. که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند 10 روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود .