مصائب یک وبلاگ نویس-24
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱/٢۱  کلمات کلیدی: وبلاگ نویسی ، آموزش نکات ، اقوام ایرانی

(۵١) خلاصه اش کنم این روزها همه دنبال کار و زندگی هستند سر ملت شلوغه: برادر من خواهر من به قومیت ها نتاز.

البته کشور ما از نظر ملیت و عقاید شاید از ممالک خیلی همگن دنیا به حساب بیاید. ما خیلی خوش اقبال بوده ایم که مملکت ما مثل هند نیست که بر سر بعضی اختلافات خون به پا شود و سر ها برود. هرچند خودمان هم می دانیم که آنها عقاید و رفتارهای گاه کاملا غیر منطقی هم وطنان خود را بسیار بیشتر از ما تاب می آورند.

اگر درست نگاه کنیم از این همه طنزیفات که برای ترک و لر و قزوینی و شمالی می سازیم و محض خنده باهم رد و بدل می کنیم جز کاشتن درخت کینه و دشمنی بهره ای نمی بریم. درست است ابتدا همه می خندیم و آنکه مرجع لودگی ماست سکوت می کند یا به اجبار می خندد ولی در دل خط و نشان می کشد که زمانی مناسب پاسخی در خور به ما بدهد. و به همین سادگی ما تنش را وارد جامعه ی خود می کنیم. در فضای مجازی اهمیت مطلب به مراتب بیشتر است. اینجا خیلی شبیه یک جمع کوچک دوستانه نیست. ما در یک مقیاس بسیار بزرگ با مخاطب نامحدود به کار نشر مشغولیم.

همه به این بیماری کم و بیش مبتلا هستیم و در محیطی که همه یک رنگ هستند زشتی یک عمل کمتر به چشم می آید. گفتم همه که خود را جدا نکرده باشم. ولی شخصا برای شنیدن و نقل بعضی از موارد به شدت وسواسی هستم و گمان می کنم از هر مسلکی که باشیم باید کمی اخلاقی باشیم. بعضی از این طنزیفات را واقعا نباید شوخی و طنز نامید چراکه هیچ نشانی از ظرافت ها و لطائف طنز را در خود ندارند و به شدت توهین آمیز هستند.

برای من تصورش خیلی سخت است که زمانی این کشور مرکز یک امپراتوری به گستره ی ملت ها اقوام مذاهب و افکار گوناگون بوده است که قرنها تداوم پیدا کرده است. به خاطر می آورم که در یکی از مسابقات جهانی ورزشکاران ما یکی پس از دیگری بازنده می شدند و از گردونه ی رقابت خارج می شدند. گزارشگر برنامه هم بی آنکه خود را ببازد مدام می گفت این ورزشکار هم باخت ولی چیزی از ارزش های ما کم نمی شود. من هم نباید کم بیاورم و بگویم علی رغم آنچه گفتم و می دانید: هنر نزد ایرانیان است و بس!  


 
 
 
 
log