مصائب یک وبلاگ نویس-11
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: وبلاگ نویسی ، آموزش نکات

(38) " ماله من ِ !" [مال من است، متعلق به من است]

" راجب ِ این موضوع خیلی فکر کردم" [راجع به ...]

" تو شادیو غم هم سهیم بودیم"

"خدایا برایه همچی ازت ممنونم" [خدایا برای همه چی...]

یادش بخیر مدرسه که می رفتیم معلم انشایی داشتیم که وقتی بچه ها انشا می خواندند روی فتحه و ضمه و کسره حساسیت زیادی داشت. انصافا بعضی کلمات هم تلفظ نامانوسی داشتند. ما فکر می کردیم اگر چَشم را چِشم بگوییم باز هم می بیند یا دِژخیم هم به اندازه دُژخیم کج خلق و ناتاب و شرور هست. ولی جناب معلم نظر دیگری داشتند: "پارسی را پاس بداریم".

به حق در این دنیای مجازی جای معلم عزیزمان خالی است که ببیند سرعت و سهل انگاشتن زبان چه به روز این قند پارسی آورده است که دیگر کار از زیر و زبر گذشته است و زبان زیر و رو شده است اساسی. اگر روش معروف به "فینگلیش" را هم در نظر آوریم که دیگر باید به فکر حلوا و خرما بود!

چه باید کرد؟ البته انتظار نمی رود همگان املای صحیح همه کلمات را بدانند. من خودم بار ها مجبور شده ام برای املای صحیح کلماتی مثل "زهر هلاهل"  به لغت نامه دهخدا مراجعه کنم. سرعت هم به خودی خود اشتباهات ناخواسته را سبب می شود. پارسی نویسی را هم بی خیال شوید که چیز هچلهفتی می شود که دفعه بعد خودتان هم سر در نمی آورید چه گفته اید. به علاوه قانون نانوشته ای هست که زبان وبلاگ به گونه ای باید صمیمی و غیر رسمی باشد تا خواننده با آن ارتباط برقرار کند. ولی شما را به خدا برگردید به سطر اول همین یک اشتباه را درست کنید ما را به خیر و شما را به سلامت! کاره ما همین ِ!!!  


 
 
 
 
log