مصائب یک وبلاگ نویس-4
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/۳  کلمات کلیدی: وبلاگ نویسی ، آموزش نکات

پیش درآمد: اونایی که بیشتر با چسب و قیچی کار می کنن نخونن

(31) عبارات واقعا خلق می شوند. همین است که این قدر به وبلاگت احساس تعلق می کنی. فقط خدا نکند این درد زایمان بی وقت شروع شود. اونوقت است که علاوه بر خودت همه دور و بری هایت را هم "زا به راه" می کنی.

از صبح نشستی توی اتوبوس و تاکسی و مترو، توی محل کارت یا کلاست، به هر چی نگاه کردی دنبال یه سوژه ای گشتی، اصلا خودت شدی سوژه: "نگاش کن با خودش حرف می زنه، خانم جلوتو نگاه کن، پسره معتاده می خواست خودش رو بندازه زیر ماشین خسارت بگیره!، ..."

نچ ... هیچ اتفاقی نمی افته. شب خسته و مونده خوابیدی یه دفعه یه چیزی به مغزت فشار میاره. فشار میاره ها! هیچ جور نمیشه کاریش کرد. سر و صدا تلق و تلوق شصت بار به در و دیوار می خوری که این خروس بی محل رو ساکت کنی. آره دیگه بقیه فکر می کنن خیلی شلوغ می کنی. غافل از اینکه تازه داری سعی می کنی اوضاع رو آروم کنی: درونت قیامتی برپاست ... 


 
 
 
 
log