اشاره: این مطلب به فاصله کوتاهی از زلزله بم نوشته شد. آن روز ها که چندان شنیده نشد. امروز، هر چند سال ها از آن حادثه گذشته است بازخوانی آن خالی از لطف نیست.باشد که محکوم به تکرار نشویم.  

پيش گفتار

 

 

دربارة بم بسیار نوشته اند و خواهند نوشت. رویکردها نیز بسیار متفاوت و متنوع بوده است. از آنجا که هر بررسی از دیدگاهی خاص انجام شده است حاصل آن نیز گاه بی شباهت به داستان " فیل " مولوی نیست. این نوشته نیز از کلیت فوق مستثنی نیست. لیکن تلاش شده است گزارشی تحلیل گونه از چهرة شهر بم تا خردادماه 83 با تأکید بر وضعیت بهداشتی درمانی فراهم شود. هر چند سعی بر این بوده است که مطالب به جای منابع رسمی از زبان مردم بازگو شود، حداکثر تلاش به عمل آمده تا از صحت آن اطمینان حاصل شود.

 

مهدي نجفي

27/3/83

مقدمه

 

لطفاً کمربندها را ببندید. تا دقایقی دیگر در فرودگاه بم به زمین خواهیم نشست. دمای بم هم اکنون ْ42 سانتیگراد است ، ساعت 30/5 بعدازظهر سه شنبه 12/3/83 نیم خیز شده بودم و شهر را تماشا می کردم که مانند یک حلقه فیلم مستند فریم به فریم از کناره پنجره های کوچک هواپیما در حال عبور بود. صحنه ای که در آخرین روزهای سال 82 هم مشاهده کرده بودم. اولین تغییری که در نگاه اول به چشم می خورد سپیدی چشم نواز بناهای اسکان موقت بود که در سراسر شهر پراکنده بودند، به صورت منفرد یا مجتمع .  بازسازی اولین میوه های خود را داده بود. از دل ویرانه ها بناهایی هر چند کوچک سر برآورده بود. آثار حیات در چهرة شهر ظاهر می شد یا لااقل اینطور به نظر می رسید. همیشه اینطور است از دور همه چیز زیباتر به نظر می رسد. چشم اندازها دلنوازترند و شاعرانه تر. ولی پرواز کوتاه است و باید به زمین نشست و پا بر خاک گذاشت. خاکی که تنها چند ثانیه لرزید و غبار غم بر چهره ها نشاند تا سال ها

هنوز آثار شکاف های ناشی از زلزله روی در و دیوار ساختمان فرودگاه مشهود است که قسمت هایی از آن عجولانه و با سهل انگاری ترمیم شده است. شاید عمدی در کار بوده است که تازه واردها را هوشیار کند این شهر هنوز زلزله زده است.

موقعیت جغرافیایی و وضعیت شهری بم

شهرستان بم واقع در استان کرمان در جنوب ایران حدفاصل ارتفاعات جبال بارز و دشت لوت در ارتفاع 1000 متری از سطح دریا واقع شده است. فاصله از مرکز استان 180 کلیومتر و جادة آسفالت دو طرفه است. خط آهنی که بم را به کرمان متصل می کند هنوز به طور رسمی راه اندازی نشده است. از سال 74 به این سو از بم به تهران و بالعکس بطور منظم پروازهایی صورت می گیرد.

آب و هوای شهر نیمه صحرایی تا صحرایی خشک و گرم است. تنها رودخانة فصلی منطقه موسوم به پشت رود در بیشتر اوقات سال فاقد آب است. آب کشاورزی از طریق قنوات و آب شرب از چاه تأمین می شود. میزان بارندگی سالانه در شهر بم به زحمت به 100 میلیمتر در سال می رسد.

شهر بم از چهار سو تقریباً به یک اندازه گسترش یافته است. منظرة هوایی شهر عبارت است از صفحة سبز رنگ کوچکی در وسعت کویر. اینجا انبار خرمای ایران است. شهر از جنوب به جادة بم کرمان و بم زاهدان محدود است. از سمت شرق به بروات متصل می شود. بهشت زهرا (سلام الله علیها) نیز در قسمت شرقی شهر واقع است. مکان کوچکی که اکنون بیشترین جمعیت شهر را در خود جای داده است! ارگ تاریخی بم در گوشة شمال شرقی شهر قرار گرفته است و ارتفاعات کبودی در سمت شمال غرب شهر قابل مشاهده است. رودخانة فصلی پشت رود تقریباً مرز شمالی شهر محسوب می شود که در حال حاضر هیچ آبی در آن جریان ندارد. میدان آزادی که در حال حاضر محل استقرار بانکهاست در شمال غربی واقع است. خیابان امام خمینی به عنوان خیابان اصلی شهر که بازار، مطب اکثر پزشکان، مجموعة بیمارستان امام و مرکز بهداشت، زایشگاه مهدیه، مسجد جامع، بهزیستی، فرمانداری و عمدة مراکز دولتی و تجاری در حاشیة آن قرار گرفته است. در امتداد شمال به جنوب شهر را به دو نیمه تقسیم کرده است. خانه باغ ها در سراسر شهر پراکنده اند، هر چند در ناحیة جنوب غربی (منطقة مهدآب) از تراکم بیشتری برخوردارند. خانه باغ ها ساختمان هایی خشتی و گلی واقع در محوطه ای محصور در نخل ها، درختان میوه و بوته ها و گیاهان علفی هستند.

فعالیت مردم تا قبل از زلزله، کشاورزی و صنایع مرتبط با بسته بندی، نگهداری و صادرات خرما، تبادل کالا و مشاغل خدماتی بوده است. در روستاها گروهی به دامپروری اشتغال داشته و دارند. جمعیت شهری بم و بروات در زمان وقوع زلزله بنا بر آمار موجود در مرکز بهداشت بم برای طرح واکسیناسیون سرخک و سرخجه بیش از 120 هزار نفر و آمار مجموعة شهرستان بم با روستاهای آن حدود 245 هزار نفر بوده است. فرمانداری آمار جمعیت را حدود 90 هزار نفر برآورد کرده بود. آخرین آمار رسمی اعلام شده مربوط به سرشماری سال 75 است که جمعیت شهر بم را 70 هزار و جمعیت شهرستان را قریب به 200 هزار نفر اعلام کرده است. در سال های اخیر به دلیل رونق یافتن تولید خرما و صنایع مرتبط و فعال شدن فرودگاه بم و ارگ جدید همچنین رونق گردشگری شهر بم از رشد و توسعة خوبی برخوردار بوده است.

تخریب و خسارات ناشی از زلزله

ساعت 25/5 جمعه پنجم دی ماه 82 دست تقدیر سرنوشت دیگری برای بم رقم زده بود . زلزله ای به قدرت لااقل 3/6 ریشتر به مرکزیت شهر بم گسلی که حدفاصل بم و بروات در عمق 7 کیلومتری زمین به حرکت درآمد جاده را شکافت و این شکاف به اندازه ای بود که تانکری سوخت رسان را در خود جا دهد. اتومبیل هایی که از بم به سمت زاهدان حرکت می کنند هنوز هم آثار باقیمانده از این شکاف را به صورت دست اندازی روی جاده احساس می کنند. عمدة خسارات و تلفات زلزله به شهرهای بم و بروات محدود می شود. منطقه خواجه عسگر و روستاهای اطراف در مرحلة بعدی قرار دارند. نرماشیر، ارگ جدید و مناطق اطراف آن تقریباً تلفاتی نداشته است. در شهر بم، منطقة ارگ قدیم، حافظ آباد، رستم آباد، عیش آباد، فخرآباد و حد فاصل میدان امام خمینی تا میدان آزادی بیشترین آسیب را متحمل شده اند . (100-80 درصد). صرف نظراز قسمت شمالی و شمال غربی شهر، در مناطق واقع در شرق خیابان امام خمینی تخریب 80 درصد به بالا بوده است. متأسفانه این نواحی از تراکم جمعیت بیشتری نیز برخوردار بوده اند. هر چند نمی توان شهر را به طور کامل به مناطق فقیرنشین و مرفه نشین تقسیم کرد، ساختمان های خیابان فردوسی (از میدان فرمانداری به سمت شمال غربی) و منطه مهدآب از وضعیت رفاهی به نسبت بهتری حکایت دارد. در مقابل ساکنین آن سوی پشت رود در شمال شهر عموماً سطح زندگی پایین تری دارند. در تمام مناطق شهر معدود ساختمان هایی یافت می شوند که حداقل آسیب را متحمل شده اند. بناهایی بوده است که آسیب وارده به آنها در حد شکستن چند شیشه بوده است. در این خصوص کارشناسان به تفصیل سخن گفته اند و گزارش هایی به صورت مکتوب یا تصویری تهیه شده است. کیفیت ساخت و ساز و نوع مصالح بی شک مؤثر بوده است. نوع معماری هم از نکات قابل ذکر است : نمای ساختمان های آجرنما عمدتاً فروریخته است. در مقابل بسیاری از طاق های سهمی و گنبدی که بعضاً خشتی بوده از تخریب مصون مانده است. بنای مسجد جامع (مسجد صاحب الزمان (عج)) با مناره های بلند آن در میان ویرانه های اطراف محکم و استوار خودنمایی می کند.

 

در مورد آمار تلفات زلزله گزارش های متفاوتی ارائه شده است : در حالی که گزارش های اولیة هلال احمر و فرمانداری حکایت از حدود 45000 کشته داشت و همین آمار از سوی صلیب سرخ به دنیا اعلام شد، چندی پیش مرکز آمار ایران تلفات زلزله را 26000 نفر اعلام کرد. مردم شهر به اتفاق آمار تلفات را بالاتر از این حد می دانند و بر اساس شواهد و قرائن از 70 تا 100 هزار تن ذکر می کنند.

 

خاطرات افراد از ساعات و روزهای اول پس از زلزله

بم در عرض چند ثانیه زیر و رو شد. چه کسی تصور می کرد زلزله ای که در اخبار ساعت 8 صبح شبکه خبر سیما بدون ذکر شدت و محل دقیق به صورت یک اتفاق نه چندان غیرمنتظره در کشوری مثل ایران از آن یاد شد تا چند ساعت دیگر به کانون توجهات مردم سراسر دنیا تبدیل شود. بمی ها حق داشتند مبهوت باشند. همه مبهوت شدند و امواج زلزله ای که بم را فقط چند ثانیه لرزاند تا هفته ها سراسر کشور را به تلاطم درآورده بود.

دکتر میبدی از متخصصین داخلی است که از سال 74 در شهر مشغول طبابت بوده است. او می گوید در اثر زلزله قسمت زیادی از ساختمان بیمارستان امام از جمله محل سکونت پزشکان آسیب دید. ولی زمانی که در مقابل اورژانس بیمارستان با تعداد زیادی جسد مواجه شدم که اهالی از نقاط مختلف شهر از زیر آوار خارج کرده بودند بهت زده با خود می گفتم مگر یک لرزش چقدر خرابی به بار آورده است که طی زمان کوتاهی این همه جنازه خارج شده است. برای ما ابعاد فاجعه اصلاً روشن نبود کاملاً بهت زده بودیم.

دکتر اسدی پزشک عمومی از دیگر ساکنین بیمارستان نقل می کند که جلوی اورژانس یکی از پرستاران با نگرانی و اضطراب مرا به سوی دوست خود کشید تا علائم حیاتی او را بررسی کنم. بی فایده بود. خودش هم می دانست.

 

دکتر جعفری متخصص بیهوشی می گوید :   از روز چهارشنبه تغییراتی در آب و هوا مشاهده می شد چیزی که اکنون با عنوان ابر زلزله از آن یاد می شود. از شب جمعه تا صبح پیش لرزه هایی رخ می داد و کمی مردم را نگران کرده بود. بسیاری نیز آن شب را خارج از خانه گذراندند. آخرین پیش لرزه ساعت 30/4 صبح اتفاق افتاد که نسبتاً شدید بود. پس از آن بسیاری از کسانی که از خانه خارج شده بودند به جای خود برگشتند  .

 

توجیه آنها  این بود که شب سپری شده است و طی روز اتفاقی نخواهد افتاد. آن شب هوا سرد بود. در یک شهر کویری همچون بم سردترین ساعت شبانه روز همین زمان است.

دکتر سلجوقیان پزشک عمومی اهل بم است که با همسر خود دکتر امینی متخصص زنان در نزدیکی بیمارستان افلاطونیان اقامت داشتند. آنها شب را تا صبح به همراه کودک خردسالشان در اتومبیل سپری کردند و با وقوع زلزله شاهد فروریختن خانة خود بودند.

بمی ها تا به حال هیچ زلزله ای را تجربه نکرده بودند. استواری ارگ بم دلیل محکمی بود که در گذشتة نزدیک خطر زلزله این شهر را تهدید نکرده است. آنها با اطمینان و غرور به یکدیگر یادآور می شدند که شهری که ارگ چند هزار ساله دارد، منطقه ای که مملو از چاه و قنات است و دیاری که قرنها نلرزیده است هرگز نخواهد لرزید.

اما شهر لرزید و بسیار سخت. دکتر جعفری می گوید : زمین در جهات مختلف حرکت می کرد و صداهای وحشتناکی شبیه به انفجار شنیده می شد. یکی از کارمندان بهزیستی بم می گوید : ما شب تا صبح نخوابیدیم چون مرتب زمین می لرزید و ما آماده بودیم از خانه خارج شویم. در لحظه زلزله صدا و نور شدیدی ایجاد شد درست شبیه رعد و برق. آسمان سرخ شد و ما به سرعت خودمان را به بیرون خانه رساندیم. آوار کمی روی ما ریخت ولی زیر آوار نماندیم و نجات پیدا کردیم. خیلی از بمی ها پشت درهای قفل شده به دام افتادند. به دلیل ملاحظات امنیتی بسیاری از مردم عادت داشتند چند در را قفل می کردند و هنگام وقوع حادثه فرصت نکردند درها را باز کنند و خارج شوند.

بسیاری از مردم که در زمان حادثه بیدار بودند نجات یافتند. آنها که خارج از خانه بودند نیز نجات یافتند. ولی موضوع به این سادگی ها هم نبود. خیلی ها شب حادثه خود را به بم رساندند و گروهی هم شب حادثه بم را ترک کردند. شاید یکی از تکان دهنده ترین این اتفاقات را از زبان دکتر پرچمی متخصص اطفال شنیدم. فرزند دایی ایشان دندانپزشکی مقیم سوئد بودند که روز قبل از حادثه به ایران وارد می شوند و شب جمعه به بم می رسند. روز جمعه ساعت 30/5 دقیقه صبح او و همة اعضای خانواده در زیر خروارها خاک به آرامش ابدی فرو رفته بودند. پس شاید بهتر باشد بگوئیم  : ماندند آنها که باید، رفتند آنها که باید، تقدیر چنین بود. بمی ها بیش از همه تأیید می کنند که بهتر است چیزی نگوئیم. آه و افسوس و اما و اگر و ای دریغا فراوان است اما ترجیح داده اند از همه جا بگویند و در گوشه کنار بر در و دیوار شهر   بنویسند : خدایا راضیم به رضایت.

بروات هم لرزید به همان شدت که بم. خانم سام نژاد ساکن بروات می گویند : شب جمعه شب ولادت حضرت معصومه (علیها سلام) بود و مراسم بله بران یکی از بستگان در همسایگی ما برگزار می شد. تعداد زیادی از شرکت کنندگان در این مجلس طلوع آفتاب جمعه را ندیدند. قسمت های شمالی بروات بیشتر از نواحی حاشیه جاده آسیب دید. یکی دیگر از اهالی بروات شمرده بود : " تنها در کوچة ما 104 نفر کشته شدند.

" ارگ بم و فرودگاه هم لرزیده بود ولی نه در حدی که بر تلفات زلزله بیفزاید. دکتر حافظی روانپزشک در زمان حادثه در منزل خود واقع در ارگ جدید خوابیده بودند : " زمین لرزید و وسایل شکستنی و تزئینی درهم شکست و فرو ریخت. پای من هم زخمی شد ولی آسیب کلی به خانه وارد نشد. در ارگ هیچ خانه ای فرو نریخت ولی شکاف هایی در بعضی دیوارها ایجاد شد و تعدادی مجروح شدند. "

بمی ها حالا دردی را کشیده اند که کمتر کسی ادعای تحمل آن را دارد. تک تک مردان و زنانشان بار مصیبت هایی را به دوش می کشند که بیش از طاقت یک شانه است.  خدا       به ایشان          چشانده است تا                 بنمایند:

 ای که از کوچة معشوقة ما می گذری      بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

" بلافاصله به درمانگاه اردوگاه رفتیم و به اتفاق همسرم که پزشک است مشغول مداوای مجروحین حادثه شدیم که از اطراف می رسیدند. به تدریج امکانات محدود موجود در درمانگاه رو به اتمام بود. وقتی به خود آمدیم ساعت 3 بعدازظهر بود. هنوز هیچ کمکی نرسیده بود. اندکی بعد وسایل نقلیه کمکی سر رسیدند و انتقال مجروحان به فرودگاه را آغاز کردیم. " دکتر حافظی ادامه داد : به مدت سه روز تحت تأثیر شدت حادثه خود نیز دچار PTSD (واکنش روانی ناشی از ترس وقوع حادثه) بودم. وضعیت همسرم بدتر بود و هنوز آثاری از ترومای روانی وارده از ایشان برجاست. ناچار شدم به مدت یک هفته شهر را ترک کنم. دکتر پس از آن به شهر باز می گردد و بی وقفه مشغول مداوای بیماران می شوند.

خانم دماوندی پور از ساکنین بم می گوید : " همه چیز ویران شده بود. ما نجات پیدا کرده بودیم به سرعت به سمت خانة بستگان که در محلة تربیت بدنی قرار داشت حرکت کردیم. جز تعداد معدودی همه فوت کرده بودند. از 200 نفر بستگان ما فقط 20 نفر باقی ماندند. تا ظهر روز جمعه هیچ نیروی کمکی وارد شهر نشد. فقط و فقط مردم بودند. حوالی ظهر اتومبیل صدا و سیما  را مشاهده کردیم که برای تهیه گزارش وارد شهر شده بود. نیروهای امدادی نزدیک غروب رسیدند ولی عملاً شب اول هیچ اقدامی انجام نشد. کار امداد صبح روز شنبه آغاز شد "  او از اینکه خواهرش ساعت ها زیر آوار زنده بود ولی نمی توانستند به او کمکی کنند ناراحت است :  " شاید اگر نیروهای کمکی زودتر می رسیدند خواهرم و فرزندانش نجات پیدا  می کردند. " دکتر پرچمی در ساعات اولیه پس از زلزله از کرمان به بم رسیده بود. " ساعت 30/7 صبح طبق معمول کاری به بیمارستان رفتم در محوطة بیمارستان با مجروحین زلزله مواجه شدم. از آنجا که فرزند یکی از بستگان بیمار هموفیلی بود، بلافاصله تعدادی فاکتور هشت از کرمان تهیه کرده  به سمت بم حرکت کردم. در بدو ورود به شهر با صحنه دهشت آوری مواجه شدم. تمام شهر به توده هایی از خاک تبدیل شده بود. بر فراز بسیاری از ویرانه ها زن یا کودکی نشسته بود و با فریاد و التماس برای نجات اعضای خانواده اش کمک می خواست کمک می خواست. بعضی کوچه ها قابل شناسایی نبود. خانوادة تعدادی از دانشجویان از محل اسکان آنها نشانی دقیقی نداشتند و متحیر بودند که کجا به جستجوی فرزند خود بپردازند. کمک رسانی بسیار مشکل بود و هیچ وسیله ای نداشتیم. روز اول فقط مردم بودند. هیچ نیروی امدادی نرسیده بود.

شرایط بروات کمی بهتر بود. به دلیل نزدیکی به فرودگاه و واقع شدن در کنار جاده کمک ها سریع  تر رسید و مجروحان نیز سریع تر تخلیه شدند ولی تا بعدازظهر به بروات هم کمکی نرسیده بود. خانم سام نژاد معتقد است کمک رسانی سریع تر می توانست جان تعداد زیادی از زیر آوار مانده ها را نجات دهد. " ما صدای ناله ها را می شنیدیم که کمک می خواستند ولی حجم آوار زیاد بود و امکان کمک رسانی وجود نداشت. "

یکی از نقاط شناخته شدة شهر برای جهانگردان مهمانخانه یا guesthouse متعلق به مرحوم پنجعلی پور بود. خانه ای با گنجایش مجموعاً 20 تخت که برای جهانگردان اقامت کم هزینه ای را در بم فراهم می کرد. شب حادثه در این محل 10 مهمان خارجی حضور داشتند که از این بین یک جهانگرد امریکایی و یک جهانگرد انگلیسی کشته و مجروح شدند.

آقای سبزواری از دیگر اهالی بم است که ساعت ها زیر اوار مانده است و اکنون باید با خاطره همسر و دخترش ارمغان زندگی کند. او شدیداً از هلال احمر گله مند است چرا که   " دیر وارد عمل شد، منسجم عمل نکرد، نیروهای خود و نیروهای داوطلب را سازماندهی نکرد و سرانجام مانع از فعالیت نیروهای داوطلب خارجی هم شد. "

بسیاری از اهالی بم و تمام زلزله زدگانی که در شهرها یا استان های مجاور محلی برای اسکان سراغ داشتند طی روزهای اول از شهر خارج شدند. در مقابل با شکل گرفتن روند کمک رسانی و شروع خدمت رسانی منظم شمار زیادی از ساکنین مناطق و روستاهای اطراف که بعضاً در اثر زلزله متحمل آسیبی هم نشده بودند به شهر وارد شدند. طی روزهای آغازین روند کمک رسانی از نظم خوبی برخوردار نبود. بسیاری از کمک های ارسال شده در ورودی شهر تخلیه می شد و به شکل نامناسب و نامتناسب در اختیار گروهی از مردم قرار می گرفت. در شهر هنوز عملیات امداد و نجات ادامه داشت. روزهای اول برای اهل بم بسیار سخت بود. آنها مشغول خارج کردن اجساد و احیاناً مجروحین و کفن و دفن یا مداوای آنها بودند. فرصتی نبود تا به آب و غذا فکر کنند. سر پناه نیز اول برای بچه ها. بسیاری فرزندان خود را به شهرهای دیگر فرستادند و خود ماندند. وضع زندگی ما خوب بود. دو خانه داشتیم و یک باغ و اتومبیل شخصی. بعد از زلزله شرایط خیلی فرق کرد. خیلی از بمی ها ترجیح می دادند شرایط را تحمل کنند ولی برای دریافت بعضی کمک ها از سر و کول دیگران بالا نروند. کسانی که قبل از زلزله در بم زندگی کرده باشند درک می کنند نگاه ترحم آمیز یا احیاناً تحقیرآمیز یا پرتاب کردن کمک ها به سوی مردم یا روی زمین هم کار سنجیده ای نبوده است ولی مردم بم صبورتر و بلند نظرتر از آن هستند که این رفتارها را از خاطر نزدایند. حتی ممکن است رفتار امدادگرانی که از گرد راه نرسیده به ویرانه ها تکیه می زدند و خندان عکس یادگاری می گرفتند هم فراموش کنند؛ یا خبرنگارانی که آمده بودند تا عکس های زیبایی برای تزیین روزنامه ها و مجلاتشان تهیه کنند و از ویرانه ها ی بم به آب و نانی برسند ... اما خاطره ساعات اولیه زلزله و تنهایی مردم و عملکرد ناموفق گروههای امدادرسانی در توزیع مناسب و متناسب امکانات تا همین امروز، ممکن است برای همیشه در حافظه بم باقی بماند.

سازماندهي امور امدادرسانی و تقسیم شهر به مناطق

با گذشت چند روز از وقوع زلزله، شهر بم به یازده منطقه تقسیم شد که همراه را خواجه عسگر و بروات مناطق 13 گانه را تشکیل می دادند. هر یک از این مناطق به یک یا دو استان معین تحویل داده شد تا کمک رسانی به شکل سامان یافته تری انجام شود. سپس صدور دفترچه مبنای کمک رسانی های بعدی برای اسکان موقت و تحویل ارزاق و مایحتاج، وام، دیه و مقرری ماهیانه قرار گرفت هر چند این اقدام در سامان یافتن تحویل کمک های ارسالی و توزیع امکانات تأثیر به سزایی داشت، موجب شد گروهی از افراد غیربومی صاحب حق و حقوقی شوند که بسیاری از ساکنان بومی هنوز از آن برخوردار نشده بودند. پس از گذشت مدتی کوتاه جمعیت تحت پوشش کاهش داده شد ولی همچنان گروه زیادی از ساکنین بم از خدمات محروم بودند، مشکلی که تاکنون ادامه دارد. برخلاف روزهای اولیه اکنون دریافت دفترچه کار بسیار دشواری است.

وظیفة اصلی ستادهای معین اسکان زلزله زدگان بودکه در دو مرحله انجام می گرفت. اسکان موقت طی ماههای اول و اسکان دائم طی 2 سال. عملیات اسکان موقت که قرار بود تا 15 فروردین ماه پایان پذیرد به آخر فروردین و سپس به 15 اردیبهشت موکول شد. هر چند چندی پیش اعلام شد عملیات اسکان موقت پایان یافته است آخرین مهلت برای دریافت اسکان موقت 15 تیرماه اعلام شده است. ساکنین بم تمایل دارند در خانة خود اسکان یابند حال آنکه تعداد زیادی از زیر بناهای اسکان موقت در اردوگاه آماده شده است. مسئولین با علم به تمایل مردم ترجیح داده اند با روش اردوگاهی سرعت ساخت و ساز را افزایش دهند تا در گرمای تابستان با مشکل کمبود بنای ساخته شده موجه نشوند. زمانی که عملیات ساخت بناهای اسکان موقت آغاز شد هنوز آواربرداری به اتمام نرسیده بود. طبق اعلام ستاد بازسازی تاکنون 90 درصد منازل و 40 درصد واحدهای تجاری بم آواربرداری شده است ولی چهرة شهر نشان دهندة این حجم آواربرداری نیست. واقعیت این است که هنوز ویرانه ها در سراسر شهر خودنمایی می کند. حجم عملیات انجام شده فوق العاده بالا بوده است ولی نه آنقدر که آواربرداری را انجام شده بدانیم.

در هر نقطه یک پایگاه هلال احمر و یک پایگاه بهداشت و یک پایگاه بهزیستی مستقر است که هر یک وظایف خود را به عهده دارند. هلال احمر طی 4 مرحله، 4 بسته بهداشتی به هر خانوار تحویل داده است که محتویات یکسانی شامل خمیردندان، مسواک، حوله، صابون و ناخن گیر داشته است. ستادهای معین طی چند مرحله ارزاق تحویل داده اند. به علاوه به هر خانوار یک کولر، یک یخچال و یک آبگرمکن تحویل شده است. علاوه بر این مقرری ماهیانه (برای یک نفر 30 هزار تومان و 3 نفر 50 هزار تومان و بالاتر از آن هر نفر 10 هزار تومان تا حداکثر 8 نفر 100 هزار تومان) از ابتدای سال 83 پرداخت می شود. دیه یا بهتر بگوییم غرامت فوت حداکثر به 3 نفر از اعضای هر خانواده تعلق می گیرد : نفر اول 000/000/5 ریال، نفر دوم 000/000/4 ریال و نفر سوم 000/000/3 ریال. پرداخت وام قرض الحسنه 000/000/2 ریالی به علت کمبود بودجه فعلاً متوقف است. برای ساخت مسکن دائم طرح های مصوب 85 متری وجود دارد که تشکیل پرونده به این منظور در ستادهای معین بازسازی آغاز شده است. در حال حاضر آب و برق در شهر رایگان است. همچنین است خدمات درمانی و دارویی ارائه شده در بیمارستان ها و مراکز دولتی. خطوط تلفن تنها در بعضی مراکز دولتی  برقرار شده است.

 

اقدامات بهداشتی درمانی پس از وقوع زلزله و گروه های دخیل

به محض وقوع زلزله گروه های مختلف از جای جای کشور و سراسر جهان به یاری مردم بم شتافتند. گروه های بهداشتی درمانی فعالیت خود را بر چند ماه اول پس از زلزله متمرکز کرده بودند. اولین گروه امدادی خارجی ظاهراً اکراینی ها بودند که بلافاصله پس از استقرار بیمارستان صلیب فعالیت خود را در آنجا ادامه داده اند. گروه هایی از کشور های مختلف در درون چادرهایی در سراسر شهر و مناطق اطراف به درمان و مداوای سرپایی مشغول بودند.

فرانسوی ها به طور مستقل و همچنین در قالب گروه پزشکان بدون مرز (MSF) در مجموعة درمانگاهی نزدیک میدان زید تا چندی پیش (اردیبهشت ماه) فعال بودند. گروه های درمانی از کشورهای ژاپن و احتمالاً سایر کشورهای شرق دور، اسپانیا، فنلاند، نروژ و هند نیز در بم حضور داشتند. بیمارستان هندی ها واقع در نزدیکی میدان ارگ یکی از فعال ترین و پرمراجعه ترین مراکز درمانی بود که تا آخر فروردین ماه فعالیت داشتند. در حال حاضر طبق فهرست نمایندگی سازمان ملل به جز صلیب سرخ و یک گروه اسپانیایی بقیة گروه های درمانی بم را ترک کرده اند.

گروهی از سازمان های غیر دولتی خارجی در زمینة تجهیزات پزشکی فعال هستند که هم اکنون 2 گروه با این تخصص در بم حاضرند. این سازمان ها ترجیح می دهند اقامت کوتاه مدتی در ایران داشته باشند تا هزینه هایشان به حداقل برسد. گروه handicap در امر توانبخشی ضایعات نخاعی همکاری می کند. بنابر آمار موجود در ابتدای وقوع زلزله بیش از 100 نفر از دست کم 10 کشور مختلف تنها برای امر درمان به بم وارد شده اند.

در حال حاضر فعالیت گروه های خارجی معطوف به ساخت و ساز و کمک به اقشار آسیب پذیر همچون کودکان است. گروهی به نام World Vision در هر دو زمینة پیش گفته فعال است. به علاوه توزیع بعضی اقلام را نیز با همکاری هلال احمر بر عهده دارد. اخیراً یک گروه ژاپنی با همکاری شرکت ASP در زمینة ساختمان هایی با سازه های فلزی قابل اتصال فعالیت می کند. تعداد این گروه بیش از اینها است.

گروه های داخلی فعال در امر درمان عمدتاً از طریق وزارت بهداشت دانشگاه ها تأمین شده اند که به طور مستقل یا از مسیر هلال احمر مشغول فعالیت شده اند. کلیه متخصصین اعزامی در بیمارستان فدراسیون مستقر بوده اند. اما ظاهراً گروه های داوطلب دیگری حداکثر در سطح پزشک عمومی با هماهنگی ستادهای معین در اردوگاه ها پاسخگوی مراجعات سرپایی بوده اند. یکی از این گروه های پزشکی " گروه پزشکان نجات " بوده است. از کم و کیف فعالیت گروه های دیگر اطلاعی در دست نیست. احتمالاً نیروهای نظامي و انتظامی مستقر در بم نیز نیازهای درمانی و دارویی خود را تا سطح پزشک عمومی بطور مستقل تأمین می کنند. مرکز ضایعات نخاعی که در محل استقرار سابق بیمارستان هندیان گشایش یافته است با حمایت گروه های خیریه فعالیت می کند.

مردم و کارشناسان حاضر در شهر از فعالیت گروه های غیر دولتی به نیکی یاد می کنند. آنها واقعاً مؤثر بوده اند.

جمعیت هلال احمر

جمعیت هلال احمر به عنوان بزرگترین تشکل امدادرسانی غیر دولتی در ایران در رخداد زلزله بم نیز کانون توجهات بود. شکی نیست که استعداد این جمعیت از حیث نیروی داوطلب و  امکانات و توان جلب کمک های داخلی و خارجی مجموعة دیگری قابل قیاس نیست. اما به همین نسبت نیز سطح توقعات از چنین مجموعه ای بالاست. دکتر پنتی نمایندة صلیب سرخ، امکانات هلال احمر ایران را فوق العاده می دانست. طبق اظهار نظر ایشان تنها در شهر بم در حال حاضر 3000 خودروی متعلق به هلال احمر موجود است. عملکرد هلال احمر را می توان به 3 قسمت تقسیم کرد :

الف) امدادرسانی در ساعات و روزهای اول برای نجات و انتقال مصدومان

ب) انتقال کمک های نقدی و غیرنقدی ارسالی از داخل و خارج و توزیع بین مردم

ج) همکاری با سازمان صلیب سرخ در امر درمان

الف) هلال احمر طبعاً متولی اصلی امدادرسانی اولیه محسوب می شده است. وجود فرودگاه، متمرکز بودن مناطق آسیب دیده و نیازمند کمک و تجربه زلزله رودبار از امتیازاتی بوده است که حتما از آن به قدر کافی استفاده شده است. اما:

1. مسئولین هلال احمر کندتر از حد انتظار به کمک زلزله زدگان شتافته بودند. همة بازماندگان زلزله متفق القول هستند که تا عصر روز جمعه هیچ گونه کمکی از سوی سازمان ها و نهادها به آنها نرسیده بود. پس از آن هم ورود جمعیت هلال احمر با سازماندهی و برنامه ریزی همراه نبوده است و لااقل شب اول بدون انجام اقدام چشمگیری سپری شده است. داوطلبانی که شب اول خود را به بم رسانده بودند اظهار می دارند با تاریک شدن هوا کلیة عملیات که در واقع هنوز به طور جدی آغاز نشده بود متوقف شد و ادامه کار به روشن شدن هوا موکول شد.

2. نیروها و مسئولین این جمعیت نتوانستند گروه های خارجی را سازماندهی و راهنمایی کنند واین امر به تأخیر ورود گروه های زنده یاب خارجی و معطلی آنها در فرودگاه مهرآباد تهران اضافه شد و موجب شد فرصت های طلایی امداد و نجات از دست برود.

3. خیل داوطلبان این جمعیت و سایر گروه های داخلی نیز در ساعات اولیه فاقد هر گونه نظم و هماهنگی برای جستجوی سیستماتیک بودند. مجموعه عوامل فوق موجب شد علیرغم بعضی گله گذاری ها و رنجش ها در مورد این که قانوناً چه کسی متولی امداد است، از ارتش و سپاه نیز درخواست کمک شود.

4. بدنة سنگین و عملکرد غیرحرفه ای مجموعه از لحاظ نیروی انسانی ضمن محدود کردن امکان مانور، خود تدارکات گسترده ای را نیز می طلبید که از توان ارائه خدمات آن به زلزله زدگان بیشتر می کاست.

5. با وجود آنکه قسمت عمده یا شاید بخش اعظم کمک های مردمی به این سازمان تحویل داده شد، مردم عموماً بر این باورند که جمعیت در هیچ مقطع زمانی چه روزهای آغازین و چه در حال حاضر آمادگی تنظیم و توزیع عادلانه و کامل کمک های مردمی را نداشته است. گروهی نیز با بدبینی معتقدند اساساً چنین زعمی نیز وجود نداشته است و ندارد.

6. یکی از وظایف هلال احمر در ساعات و روزهای اول جستجو و یافتن مفقودین است. در این خصوص نیز انتقاداتی به هلال احمر وارد شده است.

7. در مقابل با آنکه مسئولیت ادارة امور درمانی پس از بحران با وزارت بهداشت است پس از گذشت نزدیک به 6 ماه از وقوع زلزله هنوز چنین انتقالی صورت نگرفته است. به هر حال مجموعة هلال احمر به رغم ادعایی که دارد شاید هنوز فاقد توان تخصصی و سرعت مانور لازم برای ادارة امور درمانی است. مدیران بیمارستان فدراسیون بر عملکرد نیروهای درمانی و شرایط بخش ها  اشرافی ندارند و طبعاً نمی توانند استانداردهای مطلوب را  پیاده کنند. در پاره ای از مقاطع زمانی ادارة بیمارستان به کارمندان بخش خدمات هلال احمر سپرده می شود. تغییر مدیریت های متعدد بیمارستان نیز شاهد دیگری بر این مدعاست.

8. مشخص نیست چرا جمعیت هلال احمر در مورد گروه های امدادرسانی متعدد خارجی و حتی داخلی که بعضاً در حال حاضر نیز در شهر بم مشغول فعالیت هستند هیچ گونه اطلاع رسانی انجام نداده است و در خصوص توزیع کمک های این گروه ها به رفع ابهامات موجود نپرداخته است.

ب) در خصوص کم و کیف جمع آوری، ارسال و توزیع کمک های مردمی به زلزله زدگان ملاحظات بسیاری وجود دارد :

1. بی شک حجم کمک های اهدایی از سراسر کشور و همچنین خارج از مرزها در مقایسه با حوادث ناگوار مشابه بسیار بالا بوده است.

2. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد نابسامانی در ارسال و توزیع کمک های مردمی در روزهای اول بر کسی پوشیده نیست که این امر تا حدی با شرایط خاص روزهای اولیه بحران قابل توجیه است.

3. اما باید توجه داشت نوع کمک ها عمدتاً مقتضی زمان یا موقعیت خاصی بوده است (همچون لباس گرم، پتو و سایر وسایل گرم کننده، چادر و ...) یا در دورة زمانی مشخصی قابل مصرف بوده است. (بسیاری از مواد غذایی، دارویی و تجهیزات پزشکی) .  بنابراین فقدان سرعت عمل و برنامه ریزی کافی می تواند موجب به هدر رفتن امکانات و منابع شود. این چیزی است که مردم عقیده دارند اتفاق افتاده است.

از آنجا که قسمت عمده ای از کمک های غیرنقدی که به هلال احمر تحویل داده شده ممکن است ماهیتاً قابل استفاده در مجموعه های دیگری (همچون وزارت بهداشت و مجموعه مراکز درمانی، مراکز توانبخشی و ...) باشد ایجاد هماهنگی سریع در تحویل به موقع کمک ها به مصرف کنندگان واقعی و تخصصی آنها می توانست مصداقی از استفادة بهینه از منابع موجود باشد.

باید پذیرفت که انتقال اقلام دارویی بعضاً گران قیمت یا وسایل و لوازم پزشکی مصرفی و غیرمصرفی به خارج از مناطق زلزله زده به خودی خود می تواند حساسیت برانگیز باشد. در صورت توسعه و تقویت مجموعة درمانی و جذب متخصصین و افزایش فعالیت بخش های بیمارستانی از جمله اتاق عمل استفاده از منابع و اقلام پیش گفته در مناطق زلزله زده و برای زلزله زدگان امکان پذیر می شد .

ج) جمعیت هلال احمر که طبعاً از نظر ماهیت کاری با صلیب سرخ همسو است، پس از راه اندازی بیمارستان در قالب فدراسیون (هلال و صلیب) به همکاری با صلیب سرخ پرداخت. در مورد نحوة ادارة بیمارستان در بخش جداگانه ای به تفصیل سخن گفته شده است.

در کل این پرسش مطرح است که اگر هلال احمر تمام همّ خویش را به امدادرسانی اولیه در شرایط بحران معطوف می کرد و در خصوص دو مقولۀ سرعت عمل و اقدام حرفه ای در شرایط بحران به جمع آوری اطلاعات، آموزش نیروها و رفع نقایص می پرداخت در بحران های بعدی شاهد نتایج رضایت بخش تری نبودیم؟

در هر حال طبیعی است نهادی که در همۀ زمینه ها از امداد و نجات اولیه، جستجوی مفقودین، کمک رسانی به آسیب دیدگان (جمع آوری، ارسال و توزیع ) و برقراری ارتباط با گروه های داخلی و خارجی گرفته تا توانبخشی و درمان در کلیۀ مقاطع زمانی از زمان وقوع زلزله تاکنون به فعالیت پرداخته است آماج انتقادات نیز قرار گیرد.

 

بیمارستان فدراسیون (بیمارستان صلیب)

بیمارستان صلیب سرخ که بعدها به نام فدراسیون (صلیب سرخ و هلال احمر) نامگذاری شد و اخیراً در برگه های پروندۀ رنگی تازه چاپ شده " بیمارستان جمعیت هلال احمر بم " نامیده شده است، چند روز پس از زلزله در محل پارک 22 بهمن بم برپا شد. دکتر پنتی (Pentti) نمایندۀ فعلی صلیب سرخ در بیمارستان می گوید : کل تجهیزات بیمارستان در قالب حدود 100 جعبه آماده 2 تا 3 روز پس از زلزله با هواپیما به بم رسید. پس از آن دو روز طول کشید تا مجموعة بیمارستان شامل بیش از 30 چادر کوچک و بزرگ با کلیة تجهیزات برپا شد. مجموعه ای که پس از گذشت 6 ماه بدون کوچکترین تغییری به فعالیت ادامه می دهد. ورودی بیمارستان در نزدیکی میدان 22 بهمن در بلوار خرما واقع شده است. قسمت درمانگاه ها، اورژانس، تزریقات و پانسمان، گچ گیری و داروخانه با حصار کشی از محوطة اصلی بیمارستان جدا شده است. اورژانس از دو چادر به هم چسبیدة بزرگ تشکیل شده است که حدوداً 10 تخت دارد و پس از درمانگاه پرمراجعه ترین بخش بیمارستان است. در آن واحد 2 پزشک عمومی در اورژانس و 2 پزشک عمومی در درمانگاه به ویزیت مراجعین مشغول هستند. درمانگاه های تخصصی داخلی و اطفال هر روز صبح و درمانگاه اطفال بعضی بعدازظهرها فعال است. درمانگاه ارتوپدی 2 تا 3 روز در هفته شامل پنجشنبه وجمعه فعال است . متخصص زنان، جراح عمومی و متخصص بیهوشی در تمام ساعات شبانه روز آمادة رسیدگی به بیماران اورژانس هستند. در داروخانه کلیة داروها به صورت رایگان عرضه می شود، عاملی که پزشکان معتقدند آمار مراجعین به درمانگاه ها را بسیار بالا برده است. البته پزشکان نیز در پاسخ به این خواسته مراجعین به ویژه در خصوص تجویز آنتی بیوتیک ها خست نشان نمی دهند .  به گفتة مسئول آمار بیمارستان روزانه 120 مورد پذیرش اورژانس و 20 مورد بستری در بخش داریم که همراه با مراجعین به درمانگاه ها، پانسمان و تزریقات و قسمت گچ گیری در پرمراجعه ترین روزها به هزار نفر بالغ می شوند.

در بدو ورود به محوطۀ بیمارستان دفتر مدیریت بیمارستان و دفتر سوپر وایزر قرار دارد که به ترتیب هماهنگی با خارج و داخل بیمارستان را به عهده دارند. پشت چادر مدیریت تعدادی آمبولانس آماده انتقال بیماران اعزامی هستند. یکی از پرکارترین بخش های بیمارستان همین قسمت است. یک ماشین آتش نشانی نیز آمادۀ مقابله با حوادث احتمالی است. چیزی مانند آتش سوزی چادرها که خوشبختانه طی این مدت اتفاق نیفتاده است. در قسمت شرقی محوطه تعدادی چادر بسیار بزرگ نقش انبار را دارند. وسایل نقلیۀ سنگین می توانند به راحتی به این چادرها وارد شوند. در سمت مقابل چادرهای اصلی بیمارستان مجتمع هستند. ردیف اول بخش ها، ردیف دوم اتاق عمل و چادرهای ردیف سوم آزمایشگاه، رادیولوژی، CSR، رختشویخانه را تشکیل می دهد به گونه ای که درهای اتاق عمل از یک سو در برابر بخش ها و از سوی دیگر در برابر CSR باز می شود.  

درحاشیه ضلع غربی بیمارستان منابع ذخیرة آب قرار دارند که هر روز با تانکر پر می شوند. آب بیمارستان برخلاف آب شهری از فشار خوبی برخوردار است و هرگز قطع نمی شود. در قسمت جنوبی محوطه تعدادی ژنراتور قرار دارد که در صورت نیاز برق اضطراری بیمارستان را تأمین کند. دکتر پنتی و همکاران او از صلیب سرخ در گوشۀ جنوب غربی بیمارستان در دو چادر مستقر هستند. یک چادر جنبۀ تدارکاتی و استراحت دارد و چادر دیگر در واقع دفتر کار است.

تا قبل از آمدن دکتر پنتی، دکتر گاسپار مسئولیت بیمارستان را به عهده داشت. دورۀ فعالیت ایشان دهم خردادماه به پایان رسید. دکتر پنتی برای دو ماه در ایران خواهد بود و صلیب سرخ تا پایان آگوست بیمارستان را به طور کامل به هلال احمر ایران تحویل خواهد داد. " زمانی در روزهای اول پس از زلزله بیش از صد نفر از حداقل 10 کشور دنیا تنها برای امدادرسانی پزشکی به بم وارد شدند. " این پزشک فنلاندی ادامه می دهد : " پس از درخواست کمک از سوی هلال احمر ایران، صلیب سرخ کشورهای نروژ و فنلاند را مأمور برپایی بیمارستان صحرایی در ایران می کند. تشکیلات چنین بیمارستان هایی کاملاً آماده و بسته بندی شده است. به محض نیاز بارگیری می شود و توسط هواپیما به کشور مقصد حمل می شود. محتویات بسته ها متفاوت است و ممکن است به بعضی بسته ها اصلاً نیاز پیدا نشود. برای مثال در صورت شیوع وبا بسته های مخصوص آن آماده است و برای سل به همین ترتیب. کلیۀ وسایل و تجهیزات و چادرهای بیمارستان در نروژ تولید شده است ولی هزینه های آن پنجاه پنجاه بین فنلاند و نروژ تقسیم شده است."

Perg جوانی نروژی است که به عنوان تکنسین به ایران سفر کرده است و دکتر پنتی را در انجام امور همراهی می کند. از آنجا که همسرش ایرانی است با زبان فارسی آشناست و می تواند منظور خود را به فارسی بیان کند. او قبل از دکتر پنتی به ایران آمده است.

از دکتر پرسیدم غیر از ایران در چه کشورهای فعالیت کرده است. از مالزی، موزامبیک، اتیوپی، پاکستان و نامیبیا نام برد. برای کسی که یک دورۀ سه سالۀ " پزشکی بین المللی " را گذرانده است چندان هم غیرمنتظره نیست. تخصصی که کمتر از 50 پزشک فنلاندی فراگرفته اند. به علاوه وی متخصص مراقبت های بهداشتی نیز هست که ظاهراً چیزی مشابه پزشکی اجتماعی خودمان است. او می گوید : تا به حال 19 مرکز بهداشتی در سراسر جهان راه اندازی کرده است و بیمارستان مشابه این را در موزامبیک برپا کرده است. " در نامیبیا تنها پزشک یک بیمارستان 200 تختخوابی بودم. جراحی های سرپایی، زایمان، اورژانس ها و ... وحشتناک بود.  " ما مدیریت بیمارستان را به ایران تحویل داده ایم و تنها نظارت می کنیم. " دکتر معتقد است بیمارستانی با این شرایط می تواند حداکثر تا یکسال هم فعالیت کند ولی بهتر است 2 تا 3 ماه بیشتر طول نکشد. " ما ترجیح می دهیم ساختمان های به جا مانده را برای برپایی بیمارستان انتخاب کنیم. کاری که 3 سال پس از زلزلة هند انجام شد ولی در بم عملاً ساختمان سالمی باقی نمانده بود. "

به دکتر گفتم برای یک فنلاندی باید سخت باشد که در این شرایط آب و هوایی که بسیار متفاوت از فنلاند است به سر برد. او تصدیق کرد ولی تأکید داشت از این بابت حقوق اضافه ای دریافت نمی کند : " کار ما جنبۀ انسان دوستانه دارد. من دقیقاً معادل حقوق خود فنلاند (ماهی 3000 دلار) را دریافت می کنم. من از نتیجه راضی هستم. بسیاری از مردم قبل از زلزله خارجی ها را قبول نداشتند ولی حالا قبول دارند. آنها به چشم خود دیدند که در شرایط سخت به کمکشان شتافتیم. مشکلی بین مردم وجود ندارد. سیاست جدایی می اندازد. کمی از خودش پرسیدیم : 50 ساله، دارای همسر و دو فرزند و مسیحی است. نگهداری از پدر و مادر پیر خود را که بیش از 80 سال دارند به عهده دارد. وی در انتها تأکید کرد :  ما چیزی از ایران خارج نمی کنیم هر چه آورده ایم اهدایی به مردم است و اینجا باقی می ماند. "

در ماه های اول بسیاری از کادر بیمارستان در رده های مختلف پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری غیرایرانی بودند. بقیة نیروها از گروه های داوطلب یا مأمور اعزامی از سراسر کشور تأمین می شدند. به هر حال بدنۀ اجرایی اصلی را همواره کادر ایرانی تشکیل می دادند. به دلیل مشکلات موجود در تأمین نیروها به ویژه پس از بازگشت نیروهای خارجی، جمعیت هلال احمر جذب نیروهای پزشکی در رده های تخصصی، عمومی و پرستاری را به شرکتی موسوم به " التیام درمان کرمان " واگذار کرد. ظاهراً شرکت مذکور ملزم است در درجۀ اول از پزشکان، متخصصان و کادر پرستاری بومی استفاده کند. شرکت التیام طی قراردادی یک صفحه ای که در سه نسخه تنظیم می شود بدون پذیرفتن هر گونه مسئولیت در قبال تأمین خوراک و پوشاک و بیمه و محل اقامت پزشکان (و احتمالاً سایر پرسنل قراردادی) صرفاً می پذیرد در مقابل 15 روز انجام وظیفه مبلغ مشخصی پرداخت نماید.

به این ترتیب ادارة بیمارستان در شرایط کنونی (از اول اردیبهشت ماه 83) با دخالت 4 گروه صورت     می گیرد نمایندة سازمان صلیب سرخ، جمعیت هلال احمر، شرکت التیام و وزارت بهداشت به نمایندگی شبکه بهداشت شهرستان بم. در این میان کمرنگ ترین نقش را وزارت بهداشت به عهده دارد. با وجود آنکه وزیر بهداشت تأمین نیروهای تخصصی را پذیرفته است، مرکز بهداشت هیچ مسئولیتی را برای اسکان و رفع مشکلات کاری و تغذیۀ متخصصان اعزامی به عهده نمی گیرد. وضعیت متخصصین اعزامی به طور اسف باری نامناسب است به گونه ای که حتی با نیروهای تدارکاتی و خدماتی هلال احمر نیز قابل قیاس نیست. شرایط خاص بم پس از زلزله پاسخ به همۀ سؤالات و شکایات را برای مسئولین آسان کرده است : " همین است که می بینید. "

کارآیی پرسنل در بعضی رده ها فوق العاده پایین است. بسیاری از افراد بومی فاقد توانایی های رشتۀ خود هستند. در غالب موارد نوعی مسامحه وسهل انگاری شرایط را برای بیماران وخیم تر می کند. از آنجا که تشکیلات اتاق عمل در فضای چادر قرار دارد طبعاً نمی توان ورودی ها و منافذ را به خوبی بست بنابراین ورود مگس امری اجتناب ناپذیر است ولی عدم استفاده از کفش و لباس اتاق عمل قابل توجیه نیست. همراه بیمار گاه با کفش و لباس معمول تا میانۀ اتاق عمل پیشروی می کند. خدمه به اهمیت نظافت و شستشوی کامل وسایل عمل و کف اتاق عمل واقف نیستند. از سوی دیگر داروها و وسایل موجود انصافاً کافی بلکه بیش از حد لازم هستند. دکتر پنتی معتقد بود بنا به تشخیص متخصص مربوطه هر عمل جراحی را می توان در شرایط اتاق عمل صحرایی انجام داد ولی با شرایط موجود ریسک فوق العاده بالاست. به دلیل شرایط خاص حاکم بر اتاق عمل و ترجیحات متخصصین تعداد اعمال جراحی انجام شده بسیار کم و در مقابل موارد اعزام بسیار زیاد است. داروهای موجود به تدریج به زمان انقضای مصرف نزدیک می شوند و در این موارد ترجیح داده می شود تنها اقدام دور ریختن داروها باشد. هنوز مقدار زیادی دارو و تجهیزات در انبارها موجود است و روشن نیست چه سیاستی برای استفادۀ بهینه وجود دارد. شاید بهترین گزینه در موقعیت فعلی انتقال اتاق عمل و بخش ها به داخل فضاهای بسته ای همچون کانکس باشد. این حداقل اقدام لازم است. ورزش بادهای شدید که با گرد و غبار فراوان همراه است. هر از گاه مزید بر علت می شود و علاوه بر نفوذ مقدار زیادی غبار به داخل فضای چادرها از جمله اتاق عمل در مواردی موجب سرنگونی آنها نیز می شود. پرسنل صلیب از همان ماههای اول اتاقک چوبی را برای انتقال به اتاق عمل بر پا کردند ولی مشخص نیست چرا اتاق عمل به آن قسمت منتقل نشد. پس از گذشت 6 ماه این پرسش بدون پاسخ است که چرا هنوز مجموعه بیمارستان به فضای مسقف حداقل در حد و اندازۀ کانکس منتقل نشده است. هر چند پیشرفت کار آماده سازی بیمارستان افلاطونیان خوب به نظر می رسد ولی بعید است تا دست کم 5/1 ماه دیگر انجام عمل جراحی در آن بیمارستان امکان پذیر باشد. آیا برای خروج از وضعیت نامطلوب فعلی یک روز تأخیر هم جایز است؟ باید پذیرفت که جمعیتی قریب به 200 هزار نفر ساکنین کل شهرستان بم و حومه در انتظار برپایی بیمارستانی با حداقل امکانات شایسته هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعیت هلال احمر

جمعیت هلال احمر به عنوان بزرگترین تشکل امدادرسانی غیر دولتی در ایران در رخداد زلزله بم نیز کانون توجهات بود. شکی نیست که استعداد این جمعیت از حیث نیروی داوطلب و  امکانات و توان جلب کمک های داخلی و خارجی مجموعة دیگری قابل قیاس نیست. اما به همین نسبت نیز سطح توقعات از چنین مجموعه ای بالاست. دکتر نیتی نمایندة صلیب سرخ، امکانات هلال احمر ایران را فوق العاده می دانست. طبق اظهار نظر ایشان تنها در شهر بم در حال حاضر 3000 خودروی متعلق به هلال احمر موجود است. عملکرد هلال احمر را می توان به 3 قسمت تقسیم کرد :

الف) امدادرسانی در ساعات و روزهای اول برای نجات و انتقال مصدومان

ب) انتقال کمک های نقدی و غیرنقدی ارسالی از داخل و خارج و توزیع بین مردم

ج) همکاری با سازمان صلیب سرخ در امر درمان

الف) هلال احمر طبعاً متولی اصلی امدادرسانی محسوب می شده است. اما:

1. مسئولین هلال احمر کندتر از حد انتظار به کمک زلزله زدگان شتافته بودند. همة بازماندگان زلزله متفق القول هستند که تا عصر روز جمعه هیچ گونه کمکی از سوی سازمان ها و نهادها به آنها نرسیده بود. پس از آن هم ورود جمعیت هلال احمر با سازماندهی و برنامه ریزی همراه نبوده است و لااقل شب اول بدون انجام اقدام چشمگیری سپری شده است. داوطلبانی که شب اول خود را به بم رسانده بودند اظهار می دارند با تاریک شدن هوا کلیة عملیات که در واقع هنوز به طور جدی آغاز نشده بود متوقف شد و ادامه کار به روشن شدن هوا موکول شد.

2. نیروها و مسئولین این جمعیت نتوانستند گروه های خارجی را سازماندهی و راهنمایی کنند واین امر به تأخیر ورود گروه های زنده یاب خارجی و معطلی آنها در فرودگاه مهرآباد تهران اضافه شد و موجب شد فرصت های طلایی امداد و نجات از دست برود.

3. خیل داوطلبان این جمعیت و سایر گروه های داخلی نیز در ساعات اولیه فاقد هر گونه نظم و هماهنگی برای جستجوی سیستماتیک بودند. مجموعه عوامل فوق موجب شد علیرغم بعضی گله گذاری ها و رنجش ها در مورد این که قانوناً چه کسی متولی امداد است، از ارتش و سپاه نیز درخواست کمک شود.

4. بدنة سنگین و عملکرد غیرحرفه ای مجموعه از لحاظ نیروی انسانی ضمن محدود کردن امکان مانور، خود تدارکات گسترده ای را نیز می طلبید که از توان ارائه خدمات آن به زلزله زدگان بیشتر می کاست.

5. با وجود آنکه قسمت عمده یا شاید بخش اعظم کمک های مردمی به این سازمان تحویل داده شد، مردم عموماً بر این باورند که جمعیت در هیچ مقطع زمانی چه روزهای آغازین و چه در حال حاضر آمادگی تنظیم و توزیع عادلانه و کامل کمک های مردمی را نداشته است. گروهی نیز با بدبینی معتقدند اساساً چنین زعمی نیز وجود نداشته است و ندارد.

6. یکی از وظایف هلال احمر در ساعات و روزهای اول جستجو و یافتن مفقودین است. در این خصوص نیز انتقاداتی به هلال احمر وارد شده است.

7. در مقابل با آنکه مسئولیت ادارة امور درمانی پس از بحران با وزارت بهداشت است پس از گذشت نزدیک به 6 ماه از وقوع زلزله هنوز چنین انتقالی صورت نگرفته است. به هر حال مجموعة هلال احمر به رغم ادعایی که دارد فاقد توان تخصصی و امکانات لازم برای ادارة امور درمانی است. مدیران بیمارستان فدراسیون بر عملکرد نیروهای درمانی و شرایط بخش ها  اشرافی ندارند و طبعاً نمی توانند استانداردهای مطلوب را  پیاده کنند. در پاره ای از مقاطع زمانی ادارة بیمارستان به کارمندان بخش خدمات هلال احمر سپرده می شود. تغییر مدیریت های متعدد بیمارستان نیز شاهد دیگری بر این مدعاست.

8. مشخص نیست چرا جمعیت هلال احمر در مورد گروه های امدادرسانی متعدد خارجی و حتی داخلی که بعضاً در حال حاضر نیز در شهر بم مشغول فعالیت هستند هیچ گونه اطلاع رسانی انجام نداده است و در خصوص توزیع کمک های این گروه ها به رفع ابهامات موجود نپرداخته است.

ب) در خصوص کم و کیف جمع آوری، ارسال و توزیع کمک های مردمی به زلزله زدگان ملاحظات بسیاری وجود دارد :

1. بی شک حجم کمک های اهدایی از سراسر کشور و همچنین خارج از مرزها در مقایسه با حوادث ناگوار مشابه بسیار بالا بوده است.

2. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد نابسامانی در ارسال و توزیع کمک های مردمی در روزهای اول بر کسی پوشیده نیست که این امر تا حدی با شرایط خاص روزهای اولیه بحران قابل توجیه است.

3. اما باید توجه داشت نوع کمک ها عمدتاً مقتضی زمان یا موقعیت خاصی بوده است (همچون لباس گرم، پتو و سایر وسایل گرم کننده، چادر و ...) یا در دورة زمانی مشخصی قابل مصرف بوده است. (بسیاری از مواد غذایی، دارویی و تجهیزات پزشکی) .  بنابراین فقدان سرعت عمل و برنامه ریزی کافی می تواند موجب به هدر رفتن امکانات و منابع شود. این چیزی است که مردم عقیده دارند اتفاق افتاده است.

از آنجا که قسمت عمده ای از کمک های غیرنقدی که به هلال احمر تحویل داده شده ممکن است ماهیتاً قابل استفاده در مجموعه های دیگری (همچون وزارت بهداشت و مجموعه مراکز درمانی، مراکز توانبخشی و ...) باشد ایجاد هماهنگی سریع در تحویل به موقع کمک ها به مصرف کنندگان واقعی و تخصصی آنها می توانست مصداقی از استفادة بهینه از منابع موجود باشد.

باید پذیرفت که انتقال اقلام دارویی بعضاً گران قیمت یا وسایل و لوازم پزشکی مصرفی و غیرمصرفی به خارج از مناطق زلزله زده به خودی خود می تواند حساسیت برانگیز باشد. در صورت توسعه و تقویت مجموعة درمانی و جذب متخصصین و افزایش فعالیت بخش های بیمارستانی از جمله اتاق عمل استفاده از منابع و اقلام پیش گفته در مناطق زلزله زده و برای زلزله زدگان امکان پذیر می شد .

ج) جمعیت هلال احمر که طبعاً از نظر ماهیت کاری با صلیب سرخ همسو است، پس از راه اندازی بیمارستان در قالب فدراسیون (هلال و صلیب) به همکاری با صلیب سرخ پرداخت. در مورد نحوة ادارة بیمارستان در بخش جداگانه ای به تفصیل سخن گفته شده است.

در کل این پرسش مطرح است که اگر هلال احمر تمام همّ خویش را به امدادرسانی اولیه در شرایط بحران معطوف می کرد و در خصوص دو مقولۀ سرعت عمل و اقدام حرفه ای در شرایط بحران به جمع آوری اطلاعات، آموزش نیروها و رفع نقایص می پرداخت در بحران های بعدی شاهد نتایج رضایت بخش تری نبودیم؟

در هر حال طبیعی است نهادی که در همۀ زمینه ها از امداد و نجات اولیه، جستجوی مفقودین، کمک رسانی به آسیب دیدگان (جمع آوری، ارسال و توزیع ) و برقراری ارتباط با گروه های داخلی و خارجی گرفته تا توانبخشی و درمان در کلیۀ مقاطع زمانی از زمان وقوع زلزله تاکنون به فعالیت پرداخته است آماج انتقادات نیز قرار گیرد.

بیمارستان فدراسیون (بیمارستان صلیب)

بیمارستان صلیب سرخ که بعدها به نام فدراسیون (صلیب سرخ و هلال احمر) نامگذاری شد و اخیراً در برگه های پروندۀ رنگی تازه چاپ شده " بیمارستان جمعیت هلال احمر بم " نامیده شده است، چند روز پس از زلزله در محل پارک 22 بهمن بم برپا شد. دکتر پنتی (Pentti) نمایندۀ فعلی صلیب سرخ در بیمارستان می گوید : کل تجهیزات بیمارستان در قالب حدود 100 جعبه آماده 2 تا 3 روز پس از زلزله با هواپیما به بم رسید. پس از آن دو روز طول کشید تا مجموعة بیمارستان شامل بیش از 30 چادر کوچک و بزرگ با کلیة تجهیزات برپا شد. مجموعه ای که پس از گذشت 6 ماه بدون کوچکترین تغییری به فعالیت ادامه می دهد. ورودی بیمارستان در نزدیکی میدان 22 بهمن در بلوار خرما واقع شده است. قسمت درمانگاه ها، اورژانس، تزریقات و پانسمان، گچ گیری و داروخانه با حصار کشی از محوطة اصلی بیمارستان جدا شده است. اورژانس از دو چادر به هم چسبیدة بزرگ تشکیل شده است که حدوداً 10 تخت دارد و پس از درمانگاه پرمراجعه ترین بخش بیمارستان است. در آن واحد 2 پزشک عمومی در اورژانس و 2 پزشک عمومی در درمانگاه به ویزیت مراجعین مشغول هستند. درمانگاه های تخصصی داخلی و اطفال هر روز صبح و درمانگاه اطفال بعضی بعدازظهرها فعال است. درمانگاه ارتوپدی 2 تا 3 روز در هفته شامل پنجشنبه وجمعه فعال است . متخصص زنان، جراح عمومی و متخصص بیهوشی در تمام ساعات شبانه روز آمادة رسیدگی به بیماران اورژانس هستند. در داروخانه کلیة داروها به صورت رایگان عرضه می شود، عاملی که پزشکان معتقدند آمار مراجعین به درمانگاه ها را بسیار بالا برده است. البته پزشکان نیز در پاسخ به این خواسته مراجعین به ویژه در خصوص تجویز آنتی بیوتیک ها خست نشان نمی دهند .  به گفتة مسئول آمار بیمارستان روزانه 120 مورد پذیرش اورژانس و 20 مورد بستری در بخش داریم که همراه با مراجعین به درمانگاه ها، پانسمان و تزریقات و قسمت گچ گیری در پرمراجعه ترین روزها به هزار نفر بالغ می شوند.

در بدو ورود به محوطۀ بیمارستان دفتر مدیریت بیمارستان و دفتر سوپر وایزر قرار دارد که به ترتیب هماهنگی با خارج و داخل بیمارستان را به عهده دارند. پشت چادر مدیریت تعدادی آمبولانس آماده انتقال بیماران اعزامی هستند. یکی از پرکارترین بخش های بیمارستان همین قسمت است. یک ماشین آتش نشانی نیز آمادۀ مقابله با حوادث احتمالی است. چیزی مانند آتش سوزی چادرها که خوشبختانه طی این مدت اتفاق نیفتاده است. در قسمت شرقی محوطه تعدادی چادر بسیار بزرگ نقش انبار را دارند. وسایل نقلیۀ سنگین می توانند به راحتی به این چادرها وارد شوند. در سمت مقابل چادرهای اصلی بیمارستان مجتمع هستند. ردیف اول بخش ها، ردیف دوم اتاق عمل و چادرهای ردیف سوم آزمایشگاه، رادیولوژی، CSR، رختشویخانه را تشکیل می دهد به گونه ای که درهای اتاق عمل از یک سو در برابر بخش ها و از سوی دیگر در برابر CSR باز می شود.  

درحاشیه ضلع غربی بیمارستان منابع ذخیرة آب قرار دارند که هر روز با تانکر پر می شوند. آب بیمارستان برخلاف آب شهری از فشار خوبی برخوردار است و هرگز قطع نمی شود. در قسمت جنوبی محوطه تعدادی ژنراتور قرار دارد که در صورت نیاز برق اضطراری بیمارستان را تأمین کند. دکتر پنتی و همکاران او از صلیب سرخ در گوشۀ جنوب غربی بیمارستان در دو چادر مستقر هستند. یک چادر جنبۀ تدارکاتی و استراحت دارد و چادر دیگر در واقع دفتر کار است.

تا قبل از آمدن دکتر پنتی، دکتر گاسپار مسئولیت بیمارستان را به عهده داشت. دورۀ فعالیت ایشان دهم خردادماه به پایان رسید. دکتر پنتی برای دو ماه در ایران خواهد بود و صلیب سرخ تا پایان آگوست بیمارستان را به طور کامل به هلال احمر ایران تحویل خواهد داد. " زمانی در روزهای اول پس از زلزله بیش از صد نفر از حداقل 10 کشور دنیا تنها برای امدادرسانی پزشکی به بم وارد شدند. " این پزشک فنلاندی ادامه می دهد : " پس از درخواست کمک از سوی هلال احمر ایران، صلیب سرخ کشورهای نروژ و فنلاند را مأمور برپایی بیمارستان صحرایی در ایران می کند. تشکیلات چنین بیمارستان هایی کاملاً آماده و بسته بندی شده است. به محض نیاز بارگیری می شود و توسط هواپیما به کشور مقصد حمل می شود. محتویات بسته ها متفاوت است و ممکن است به بعضی بسته ها اصلاً نیاز پیدا نشود. برای مثال در صورت شیوع وبا بسته های مخصوص آن آماده است و برای سل به همین ترتیب. کلیۀ وسایل و تجهیزات و چادرهای بیمارستان در نروژ تولید شده است ولی هزینه های آن پنجاه پنجاه بین فنلاند و نروژ تقسیم شده است."

Perg جوانی نروژی است که به عنوان تکنسین به ایران سفر کرده است و دکتر پنتی را در انجام امور همراهی می کند. از آنجا که همسرش ایرانی است با زبان فارسی آشناست و می تواند منظور خود را به فارسی بیان کند. او قبل از دکتر پنتی به ایران آمده است.

از دکتر پرسیدم غیر از ایران در چه کشورهای فعالیت کرده است. از مالزی، موزامبیک، اتیوپی، پاکستان و نامیبیا نام برد. برای کسی که یک دورۀ سه سالۀ " پزشکی بین المللی " را گذرانده است چندان هم غیرمنتظره نیست. تخصصی که کمتر از 50 پزشک فنلاندی فراگرفته اند. به علاوه وی متخصص مراقبت های بهداشتی نیز هست که ظاهراً چیزی مشابه پزشکی اجتماعی خودمان است. او می گوید : تا به حال 19 مرکز بهداشتی در سراسر جهان راه اندازی کرده است و بیمارستان مشابه این را در موزامبیک برپا کرده است. " در نامیبیا تنها پزشک یک بیمارستان 200 تختخوابی بودم. جراحی های سرپایی، زایمان، اورژانس ها و ... وحشتناک بود.  " ما مدیریت بیمارستان را به ایران تحویل داده ایم و تنها نظارت می کنیم. " دکتر معتقد است بیمارستانی با این شرایط می تواند حداکثر تا یکسال هم فعالیت کند ولی بهتر است 2 تا 3 ماه بیشتر طول نکشد. " ما ترجیح می دهیم ساختمان های به جا مانده را برای برپایی بیمارستان انتخاب کنیم. کاری که 3 سال پس از زلزلة هند انجام شد ولی در بم عملاً ساختمان سالمی باقی نمانده بود. "

به دکتر گفتم برای یک فنلاندی باید سخت باشد که در این شرایط آب و هوایی که بسیار متفاوت از فنلاند است به سر برد. او تصدیق کرد ولی تأکید داشت از این بابت حقوق اضافه ای دریافت نمی کند : " کار ما جنبۀ انسان دوستانه دارد. من دقیقاً معادل حقوق خود فنلاند (ماهی 3000 دلار) را دریافت می کنم. من از نتیجه راضی هستم. بسیاری از مردم قبل از زلزله خارجی ها را قبول نداشتند ولی حالا قبول دارند. آنها به چشم خود دیدند که در شرایط سخت به کمکشان شتافتیم. مشکلی بین مردم وجود ندارد. سیاست جدایی می اندازد. کمی از خودش پرسیدیم : 50 ساله، دارای همسر و دو فرزند و مسیحی است. نگهداری از پدر و مادر پیر خود را که بیش از 80 سال دارند به عهده دارد. وی در انتها تأکید کرد :  ما چیزی از ایران خارج نمی کنیم هر چه آورده ایم اهدایی به مردم است و اینجا باقی می ماند. "

در ماه های اول بسیاری از کادر بیمارستان در رده های مختلف پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری غیرایرانی بودند. بقیة نیروها از گروه های داوطلب یا مأمور اعزامی از سراسر کشور تأمین می شدند. به هر حال بدنۀ اجرایی اصلی را همواره کادر ایرانی تشکیل می دادند. به دلیل مشکلات موجود در تأمین نیروها به ویژه پس از بازگشت نیروهای خارجی، جمعیت هلال احمر جذب نیروهای پزشکی در رده های تخصصی، عمومی و پرستاری را به شرکتی موسوم به " التیام درمان کرمان " واگذار کرد. ظاهراً شرکت مذکور ملزم است در درجۀ اول از پزشکان، متخصصان و کادر پرستاری بومی استفاده کند. شرکت التیام طی قراردادی یک صفحه ای که در سه نسخه تنظیم می شود بدون پذیرفتن هر گونه مسئولیت در قبال تأمین خوراک و پوشاک و بیمه و محل اقامت پزشکان (و احتمالاً سایر پرسنل قراردادی) صرفاً می پذیرد در مقابل 15 روز انجام وظیفه مبلغ مشخصی پرداخت نماید.

به این ترتیب ادارة بیمارستان در شرایط کنونی (از اول اردیبهشت ماه 83) با دخالت 4 گروه صورت     می گیرد نمایندة سازمان صلیب سرخ، جمعیت هلال احمر، شرکت التیام و وزارت بهداشت به نمایندگی شبکه بهداشت شهرستان بم. در این میان کمرنگ ترین نقش را وزارت بهداشت به عهده دارد. با وجود آنکه وزیر بهداشت تأمین نیروهای تخصصی را پذیرفته است، مرکز بهداشت هیچ مسئولیتی را برای اسکان و رفع مشکلات کاری و تغذیۀ متخصصان اعزامی به عهده نمی گیرد. وضعیت متخصصین اعزامی به طور اسف باری نامناسب است به گونه ای که حتی با نیروهای تدارکاتی و خدماتی هلال احمر نیز قابل قیاس نیست. شرایط خاص بم پس از زلزله پاسخ به همۀ سؤالات و شکایات را برای مسئولین آسان کرده است : " همین است که می بینید. "

کارآیی پرسنل در بعضی رده ها فوق العاده پایین است. بسیاری از افراد بومی فاقد توانایی های رشتۀ خود هستند. در غالب موارد نوعی مسامحه وسهل انگاری شرایط را برای بیماران وخیم تر می کند. از آنجا که تشکیلات اتاق عمل در فضای چادر قرار دارد طبعاً نمی توان ورودی ها و منافذ را به خوبی بست بنابراین ورود مگس امری اجتناب ناپذیر است ولی عدم استفاده از کفش و لباس اتاق عمل قابل توجیه نیست. همراه بیمار گاه با کفش و لباس معمول تا میانۀ اتاق عمل پیشروی می کند. خدمه به اهمیت نظافت و شستشوی کامل وسایل عمل و کف اتاق عمل واقف نیستند. از سوی دیگر داروها و وسایل موجود انصافاً کافی بلکه بیش از حد لازم هستند. دکتر پنتی معتقد بود بنا به تشخیص متخصص مربوطه هر عمل جراحی را می توان در شرایط اتاق عمل صحرایی انجام داد ولی با شرایط موجود ریسک فوق العاده بالاست. به دلیل شرایط خاص حاکم بر اتاق عمل و ترجیحات متخصصین تعداد اعمال جراحی انجام شده بسیار کم و در مقابل موارد اعزام بسیار زیاد است. داروهای موجود به تدریج به زمان انقضای مصرف نزدیک می شوند و در این موارد ترجیح داده می شود تنها اقدام دور ریختن داروها باشد. هنوز مقدار زیادی دارو و تجهیزات در انبارها موجود است و روشن نیست چه سیاستی برای استفادۀ بهینه وجود دارد. شاید بهترین گزینه در موقعیت فعلی انتقال اتاق عمل و بخش ها به داخل فضاهای بسته ای همچون کانکس باشد. این حداقل اقدام لازم است. ورزش بادهای شدید که با گرد و غبار فراوان همراه است. هر از گاه مزید بر علت می شود و علاوه بر نفوذ مقدار زیادی غبار به داخل فضای چادرها از جمله اتاق عمل در مواردی موجب سرنگونی آنها نیز می شود. پرسنل صلیب از همان ماههای اول اتاقک چوبی را برای انتقال به اتاق عمل بر پا کردند ولی مشخص نیست چرا اتاق عمل به آن قسمت منتقل نشد. پس از گذشت 6 ماه این پرسش بدون پاسخ است که چرا هنوز مجموعه بیمارستان به فضای مسقف حداقل در حد و اندازۀ کانکس منتقل نشده است. هر چند پیشرفت کار آماده سازی بیمارستان افلاطونیان خوب به نظر می رسد ولی بعید است تا دست کم 5/1 ماه دیگر انجام عمل جراحی در آن بیمارستان امکان پذیر باشد. آیا برای خروج از وضعیت نامطلوب فعلی یک روز تأخیر هم جایز است؟ باید پذیرفت که جمعیتی قریب به 200 هزار نفر ساکنین کل شهرستان بم و حومه در انتظار برپایی بیمارستانی با حداقل امکانات شایسته هستند.

 

بیمارستان امام خمینی

این بیمارستان و مرکز بهداشت مجاور آن در فضای نسبتاً بزرگی ساخته شده و قبل از وقوع زلزله با گنجایش قریب به صد تخت مشغول فعالیت بوده است. ساختمان قدیمی بیمارستان در مجاورت مرکز بهداشت به کلی تخریب شده است. به ساختمان جدید نیز آسیب کلی وارد شده است به طوری که بخش های اورژانس و بستری آن به هیچ عنوان قابل استفاده نیستند. از ساختمان های کانکس مانند درمانگاه ها که تقریباً آسیبی ندیده است اکنون به عنوان داروخانه و درمانگاه اورژانس بیمارستان و قسمت کوچکی از آن هم برای انتقال خون به بیماران تالاسمیک استفاده می شود.

از اردیبهشت ماه به این سو قسمت های اداری بیمارستان و مرکز بهداشت در کانکس هایی مستقر شده است و کارمندان بخش های مختلف در آن مشغول به فعالیت شده اند. قسمت کوچکی از ساختمان جدید بیمارستان که از تخریب مصون مانده است به بخش خدمات (آشپزخانه و ...) و انبار دارویی اختصاص دارد. به این ترتیب در آیندة نزدیک بازگشایی بیمارستان غیرممکن خواهد بود. دیوارهای فروریختة ضلع شرقی (برخیابان) که آجرهای آن همچنان سطح پیاده رو را پوشانده اند نیز حکایت از همین امر دارد. از جمله بخش های فعال بیمارستان در گذشته بخش همودیالیز بوده است که هنوز راه اندازی نشده است.

 

 

بیماری های غیرواگیر (بیماران خاص)

شهر بم تا قبل از وقوع زلزله از نظر تالاسمی مقام اول را در سطح استان داشته است که با توجه به ازدواج های فامیلی امر عجیبی به نظر نمی رسد. به گفتة مسئول بخش تالاسمی مرکز بهداشت (آقای اسدآبادی) تعداد بیماران تالاسمیک پرونده دار و شناخته شدة  شهرستان بم که مرتباً برای دریافت خون به بیمارستان امام خمینی مراجعه می کردند بیش از 160 نفر بوده است که پس از زلزله حدود 100 نفر از آنها شناسایی شده اند و مانند سابق برای دریافت خون به درمانگاه تالاسمی مراجعه می کنند. بقیه احتمالاً در اثر زلزله فوت شده اند.

جز بیماری تالاسمی هیچ بیماری دیگر تحت پوشش خدمات مرکز بهداشت نبوده است و اساساً آماری از آنها در دست نیست. بنیاد بیماری های خاص قبل از وقوع زلزله نیز کمکی در حد انجام آزمایشات ساده را برای تالاسمیک ها به صورت رایگان انجام می داده است ولی برای سایر آزمایشات ژنتیک و ... که در تهران انجام می شده چیزی پرداخت نمی کرده اند. مردم نیز عموماً توانایی پرداخت هزینة آزمایش های اختصاصی را نداشته اند. بنابراین زوج های تلاسمی مینور احتمال زیادی داشت که سرانجام صاحب فرزند تالاسمیک شوند.

پایگاه سیار انتقال خون مستقر در محدودة بیمارستان فدراسیون فعلاً تنها خون مورد نیاز بیماران نیازمند را تأمین می کند که عمدتاً تالاسمیک هستند. گروه بعدی بیماران ترومایی هستند که در موارد محدودی در بم خون دریافت می کنند. بیماران ترومایی بدحال معمولاً به سرعت به کرمان اعزام می شند. مصرف هفتگی از گروه های خونی شایع 20 و در مورد گروه های خونی نادر حدوداً 5 واحد در هفته است.

گروه بسیار مهم دیگر بیماران دیالیزی هستند. تا قبل از این نیاز 27 بیمار دیالیزی بم توسط 5 دستگاه دیالیز موجود در بیمارستان امام تأمین می شد. دکتر میبدی می گوید این دستگاه ها مرتباً فعال بودند تا نیاز این تعداد بیمار را تأمین کنند. اکنون گفته می شود تعداد بیماران نیازمند دیالیز به 150 نفر رسیده است. این در حالی است که هنوز بخش دیالیز راه اندازی نشده است. برای مردم در سطح شهر این سؤال به طور جدی مطرح است که اگر دستگاه های دیالیز قبلی قابل راه اندازی نیستند (که ظاهراً چنین نیست)، سرنوشت دستگاه های اهدایی چه شده است. پرسشی که در مورد دستگاه های سونوگرافی و رادیوگرافی در اذهان باقی است.

در خصوص افزایش سکته های قبلی و تشدید مشکلات کرونری منجر به مرگ و معلولیت گزارش های پراکنده ای وجود دارد ولی هیج آمار دقیقی در دسترس نیست و اساساً این امر به طور رسمی پیگیری نمی شود.

بیماری های واگیردار (مسائل بهداشتی)

خانم پورعزیزی و همکارانشان در قسمت بیماری های واگیردار مرکز بهداشت با خوش رویی پاسخگوی سؤالات بودند. آنها کلیة موارد مشکوک را پیگیری و در صورت تأیید در رایانه ثبت می کنند و به مقامات بهداشتی بالاتر گزارش می کنند. از زمان وقوع زلزله تاکنون هیچ موردی از وبا نداشتیم. موارد مشکوک در آزمایشگاه تهران اسهال عادی تشخیص داده شده اند. در خردادماه تعداد 5 مورد مالاریا از انواع فالسی پاروم، ویواکس و مخلوط گزارش شده که همگی از استان های مجاور (سیستان و بلوچستان) به شهر وارد شده بودند. از تیفوئید موردی گزارش نشده است. یک مورد مشکوک نهایتاً بروسلوز بوده است.

مجموعاً شهر بم و بروات از نظر بیماری های واگیردار با قبل از زلزله هیچ تفاوتی ندارد. مشکلی که در روزها و هفته های اول پس از زلزله مشاهده می شد وجود گال و شپش به ویژه در کودکان بود چرا که افرادی تا 45 روز استحمام نکرده بودند ولی در حال حاضر امکان استحمام و نظافت شخصی به هر صورت فراهم است و چنین مشکلی دیده نمی شود. گروهی که ظاهراً از تهران آمده بودند تا ابعاد این مشکل را ارزیابی کنند نیز نیازی به بررسی بیشتر ندیدند. درمورد سایر بیماریهای پوستی لازم است بررسی بیشتری صورت گیرد به ویژه آنکه بیماری سالک از قبل در منطقه وجود داشته است .

برای ارتقای سطح بهداشتی پوشک و نوار بهداشتی در 13 پایگاه بهداشتی سطح شهر به مراجعین تحویل می شود. همچنین مراقبین بهداشتی و بهورزان در روستاها طبق دستورالعمل های موجود از قبل بر بهداشت خانواده ها نظارت می کنند. به هر حال در گرمای خشک و سوزان این فصل از سال در بم ظاهراً میکروب ها دوران خوشی را نمی گذرانند.

آب لوله کشی شدة شهر، در اکثر مناطق قابل شرب تشخیص داده شده است. در مناطقی که آب شهری قابل استفاده نیست آب مورد نیاز به طور منظم به وسیلۀ تانکر در دسترس مردم قرار می گیرد. برای آبیاری نخیلات از آب قنات استفاده می شود.

سرویس بهداشتی در صورت تمایل خانوارها به صورت رایگان در اختیار اهالی قرار می گیرد. کندن چاه به عهدۀ خود افراد است. عموماً دهانۀ چاه فاضلاب قبلی را پیدا کرده اند و مستقیماً از آن استفاده می کنند یا سرویس های آمادۀ صحرایی را روی آن نصب می کنند.

 

بیمارستان افلاطونیان

بیمارستان افلاطونیان یک مرکز خصوصی 60 تختخوابی بوده است که در سال 1376 راه اندازی شده و در محلة باغدشت واقع شده است. با توجه به فاصلة زیاد این بیمارستان از مرکز زمین لرزه آسب وارده به این مرکز از بیمارستان امام خمینی کمتر بوده است. همین امر موجب شد معاون بهداشتی دانشگاه کرمان و رئیس فعلی ستاد حوادث غیرمترقبه آقای دکتر افلاطونیان آن را به عنوان جایگزینی برای بیمارستان امام خمینی پیشنهاد کنند. ظاهراً این پیشنهاد مورد استقبال واقع شده و عملیات بازسازی این مرکز از دو ماه قبل با بودجۀ دفتر ریاست جمهوری و  نظارت مهندسین به کمک حدود 80 نیروی کاری به طور جدی پیگیری می شود و طی این مدت کلیۀ دیوارها مجدداً برپا می شود ولی با توجه به استحکام اسکلت و سقف ها نیازی به تخریب وجود ندارد. در هر صورت هر چند طبق برنامه ، موعد تحویل بیمارستان آخر خردادماه اعلام شده است علیرغم تلاش فعلی بعید به نظر می رسد کار آماده سازی بیمارستان حتی تا دو ماه آینده به پایان برسد. تا قبل از زلزله بخش های تخصصی زنان، داخلی، جراحی و کودکان علاوه بر زایمان، اورژانس، CCU و اتاق عمل فعال بوده است. متخصصین جز دو نفر سهام دار نبوده اند. در زمان رونق بیمارستان نحوة پرداخت براساس یک (  k ) انجام می شده است که برای متخصصین بدون سهم تفاوت چندانی با بیمارستان امام خمینی نداشته است. علاوه بر آن هزینه ای اضافی بابت هتلینگ نیز به بیمار تحمیل می شده است چرا که بیمه ها مبلغ هتلینگ فراتر از یک k را نمی پذیرفتند. به این ترتیب بیمارستان در مجموع بازدهی اقتصادی چندانی نداشته است.

 

پزشکان بم

پزشکان شهر بم در تکاپوی راه اندازی مطب های خود عمدتاً در منطقة رستم آباد (نزدیک میدان شهرداری یا امام خمینی) هستند. آنها می گویند بنویسید که پزشکان بم در شهر هستند تا رسانه ها هر روز اعلام نکنند مردم در انتظار آنها هستند. البته این اتفاقی است که از اوایل خردادماه در حال وقوع است. در منطقة رستم آباد متخصص داخلی، عفونی، اطفال، زنان و زایمان، چشم پزشک، روانپزشک، جراح و تعدادی از پزشکان عمومی فعالیت خود را عمدتاً در کانکس ها آغاز کرده اند. متخصص علوم آزمایشگاهی با راه اندازی آزمایشگاه تشخیص پزشکی، داروساز با تأسیس داروخانه و یک اپتومتریست توانایی های این مجموعه را ارتقاء داده اند.

دندانپزشک ها هم در سطح شهر به فعالیت مشغول شده اند. جای سازمان نظام پزشکی به عنوان یک تشکل صنفی در شهر بم خالی است شاید هم همه انتظار دارند پزشکان خود از عهدة مشکلاتشان برآیند. مردم شهر از بازگشایی مطب ها استقبال کرده اند. به گفتة پزشکان اقبال عمومی به مراجعه به مطب پزشکان وجود دارد.

فعالیت پزشکان بم محدود به این نیست. گروهی از آنها با وجود همة مشکلات ماندند و در شرایط دشوار به یاری مردم شتافتند. دکتر لشگری جراح عمومی و رئیس بیمارستان امام خمینی از این دسته افراد است. متخصص بیهوشی و روانپزشک و تعدادی از پزشکان از همان ابتدا در شهر حضور دارند. باید پذیرفت برای پزشکانی که خود در اثر زلزله متحمل آسیب یا سوگوار شده بودند ادامۀ فعالیت درمانی کاری دشوار بوده است. پزشک نیز به هر حال یک انسان است که بهترین بازدهی کاری را در شرایطی خواهد داشت که از نظر روحی و جسمی پایدار باشد.

 

بهزیستی

شرح وظایف ادارۀ بهزیستی به خودی خود گسترده است. بدیهی است که وسعت صدمات ناشی از زلزله مسئولیت های این سازمان  را بیشتر نیز کرده است. به طور خلاصه می توان گفت وظیفه بهزیستی رسیدگی به گروه های اجتماعی آسیب پذیر یا آسیب دیده است  (خانواده های بی سرپرست و شبه خانوار، معلولین جسمی و ذهنی، مهد کودک ها و کودکان بد سرپرست)  . با توجه به شرایط خاص پس از زلزله طرح اورژانس های اجتماعی با هدف رسیدگی فوری و ارائه مشاوره در مواردی همچون مشکلات روانی، سوء رفتار و آزار، طلاق و خودکشی به اجرا درآمده است. نظر به اهمیت رسیدگی به وظایف فوق در روزهای اول پس از وقوع زلزله بهزیستی کل کشور برای جستجوی مفقودان و سپس در قالب طرح بزرگ " خدمات امدادی، مددکاری و سلامت روان " با همکاری یونیسف وارد عمل شد. طرح مذکور کلیة مسائل مربوط به کودکان (مسائل حقوقی، قیمومیت و امور مربوط همچون بدسرپرستی و کودک آزاری) را نیز در بر می گیرد. مجریان طرح در 13 پایگاه بهزیستی در مناطق 13 گانه مشخص شده در بم و بروات مستقر هستند. همکاران طرح عمدتاً مددکاران اجتماعی هستند. در صورت نیاز ارجاع به روانپزشک یا دایرة توانبخشی و ... صورت می گیرد.

در خصوص مفقودان از ابتدای بهمن ماه به مدت حدوداً 45 روز هلال احمر امر جستجو را به عهده داشت که این اقدام از طریق سایت ایران امداد و پیگیری های اشخاص صورت می گرفت . پس از آن بهزیستی بم متولی اصلی این کار است. هر چند تعداد مفقودان چندان زیاد نیست آمار دقیقی نیز در دست نیست. یکی از شایعات که در روزهای آغازین پس از زلزله قوت گرفت مفقود شدن زنان و دختران است که بعداً مشخص شد این امر صحت ندارد. قبل از زلزله نیز در بین آدم ربایان ربودن زنان و دختران مرسوم نبوده است.

معاونت اجتماعی بهزیستی شهرستان بم (خانم سام نژاد) آمار کودکان بی سرپرست را به این شرح اعلام کرد : 5194 کودک یکی از والدین و 3800 کودک هر دو والد خود را از دست داده اند. همچنین 1800 زن سرپرست خانوار (فوت شوهر) با 2000 کودک شناسایی شده اند که در نهایت 700 نفر تحت پوشش بهزیستی قرار خواهند گرفت. در حال حاضر سازمان های دیگر مانند کمیته امداد نیز تعدادی از گروه های فوق را زیر پوشش دارد که سرانجام پس از استعلام افراد ملزم هستند تنها در یک لیست باقی بمانند.

بهزیستی برای زنان بی سرپرست یا سرپرست خانوار مقرری ماهیانه (حدود 40 هزار تومان) برقرار کرده است و در مقابل کمیتۀ امداد مقرری کمتری را پرداخت می کند و برای این خانواده ها مسکن می سازد.

خانم سام نژاد اظهار داشتند در زلزلة بم از مجموع 30 نیروی اصلی بهزیستی بم 21 نفر کشته شدند. در حال حاضر نیروهای بومی جدید در حال آموزش دیدن برای همکاری در قسمت های مختلف هستند. از بهزیستی کرمان نیز تعدادی کارمند با مرکز بم همکاری می کنند.

توانبخشی را کلاً NGOها اداره می کنند. خانم سام نژاد ضمن تقدیر از کمک های فراوان NGOها از راه اندازی کانکس مجهز توانبخشی توسط گروه البخاری مالزی در محوطه اداره بهزیستی بم یاد می کند.

تعداد زیادی از NGOها در رابطه با بچه ها کار می کنند. در ابتدا تعداد آنها 50 مورد بود که اکنون به 17 مورد کاهش یافته است. گروه Save the children یکی از این گروه هاست. هر جا سخن از کودکان است نشانه ای از کمک های این گروه دیده می شود. به یاد آوردم که آرم گروه را روی بعضی تجهیزات اهدایی به قسمت بهداشت خانوادة مرکز بهداشت مشاهده کرده بودم. این گروه همة کمک رسانی های خود را از طریق بهزیستی انجام می دهد. تا به حال 36 مهد کودک بم توسط این گروه تجهیز شده اند. (کانکس، کولر، وسایل صوتی تصویری، اسباب بازی، گروهی مدرس و مدیر از تهران با پرداخت هزینة اقامت و تغذیة کودکان در مهدها)

این گروه علاوه بر این تجهیز تعدادی کتابخانه را نیز به عهده گرفته است. یونیسف نیز مرتباً کمک هایی انجام می دهد. انبار یونیسف در کنار و ستاد آن در محل تربیت بدنی قرار دارد. یک گروه ژاپنی به نام SVA اخیراً تعداد 10 کانکس مجهز به امکانات در اختیار مهدها قرار داده است.

خانم سام نژاد می گوید ما از همة کمک ها استقبال می کنیم. روش گروه ها متفاوت است و تلاش ما بر این است که توزیع تا حد امکان عادلانه و متناسب باشد. مثلاً یکی از خیرین کرمانی پذیرفته است تعدادی پسر را تحت پوشش قرار دهد. خیریة مادر و کودک در تهران به سرپرستی آقا و خانم احمدزاده 130 زن با فرزند زیر 14 سال را تحت پوشش قرار داده است و به ایشان به طور ماهیانه مستمری پرداخت می کند. یکی از خیرین مقیم آمریکا به نام آقای فریور به تعداد 600 کودک مبالغی از 400 هزار تومان تا یک میلیون تومان کمک کرده اند. افراد نیازمند با همکاری نماینده ایشان تعیین می شوند. یک NGO 15 نفر از کودکان بی سرپرست بم را برای مدتی تفریح به اسپانیا بردند.

ستاد یاری بم (سیب)  تعداد 60 نفر از کودکان بی سرپرست یا تک سرپرست بم را زیر پوشش گرفته است و روزها برایشان کلاس آموزشی، بازی و تفریح و صرف غذا در نظر گرفته است و درمواردی نیازهای بهداشتی درمانی ایشان را نیز پی گیری می کند .

بهداشت روانی زلزله زدگان

دکتر حافظی (روانپزشک) می گوید : آمار آسیب های روانی بسیار بالاست. عمدۀ مراجعات ایشان به علت PTSD است. عارضه ای که پس از حوادث اینچنینی اتفاق می افتد و به دو شکل زودرس و تأخیری بروز می کند. علائم آن عبارتند از تغییرات خلقی به صورت تحریک پذیری، عصبانیت زودرس، پرخاشگری (arousal)، امتناع و ترس شدید از ورود به محل حادثه در این مورد خاص زیر سقف ها (avoidance) و احساس حضور و تجربة مکرر صحنه های وحشتناک حادثه (reexperience). موارد تأخیری 6 ماه پس از حادثه بروز می کند یعنی حوالی همین روزها. مشکل اساسی دیگر اختلالات اضطرابی بود. آمار خودکشی بسیار پایین بوده است.

یکی از گروه های فعال در امر بهداشت روان ادارة سلامت روان وزارت بهداشت است که در قالب " طرح مداخلات روانی اجتماعی در آسیب دیدگان زلزله " فعالیت می کند. این طرح نیز با حمایت یونیسف در دست انجام است. گروهی متشکل از بیش از 60 کارشناس روانشناسی بالینی از سراسر کشور در دوره های 2 ماهه با این طرح همکاری می کنند. دکتر فرج پور پیشنهاددهندة این طرح روانپزشک، استاد دانشگاه و سابقاً معاون بهداشتی دانشگاه کرمان بوده اند و ظاهراً تجربیات مشابهی در نقاط دیگر کشور دارند. این گروه در سطح شهر بم با روش نمونه گیری خوشه ای تاکنون بیش از 3500 پرسشنامه پر کرده اند.

پرسشنامه در دو گروه بزرگسالان و کودکان به صورت جداگانه تکمیل می شود.  پرسشنامه بزرگسالان شامل سه قسمت است :

1- سلامت عمومی (PHQ) 2- پرسشنامه (PTSD) بزرگسالان (واتسون) 3- پرسشنامه عمومی (نیازمندی ها و مشکلات) که حالت فرم نظرخواهی را دارد. در کودکان پرسشنامه ای دو قسمتی شامل :
1- پرسشنامة رفتاری " راتر" برای کودکان 2- پرسشنامه
PTSD کودکان تکمیل می شود. دکتر محمودی روانپزشک اهل مشهد که با این طرح همکاری می کند مشکلات کودکان را پیچیده تر می داند. ایشان معتقد است کودکان کمتر مورد توجه قرار می گیرند، در مجالس سوگواری شرکت داده نمی شوند و همچنان در حالت سوگ هستند. برای اینکه حرفشان را بشنویم واز وضعیت روانی آنها باخبر شویم باید از روش های خاص استفاده کرد. بازی هایی همچون قطار زندگی (آنها که می میرند پیاده می شوند و بقیه با آنها خداحافظی می کنند)، نقاشی  و در مورد بزرگترها، نوشته و شعر.

دکتر می گوید باید بیش از اینها روی سلامت روانی مردم کار شود. وضعیت فعلی مطلوب نیست.

خانم دهباشی مددکار اجتماعی و از همکاران طرح دغدغه های بسیار زیادی را مطرح می کنند. از روزهای اول تاکنون گره های ناگشوده کم نبوده است. این گروه به طور مرتب جلساتی با مسئولین و همچنین NGOها برگزار    می کند.

پایان

 

 

 

 

چهرۀ عمومی شهر

پس از گذشت قریب به شش ماه از وقوع زلزله شهر رفته رفته وضعیت عادی به خود می گیرد. در مقایسه با فروردین ماه که جز اتومبیل های دولتی یا وابسته به نهادهای امدادرسانی داخلی و خارجی خودرویی در شهر تردد نمی کرد. اکنون خیابان های شهر جان گرفته و تردد خودروهای شخصی برقرار است. ولی با وجود آنکه هنوز تعداد زیادی خودرو در شهر تردد نمی کند به دلیل عدم رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی گاه تراکم خودروها را در ورودی میادین شاهد هستیم. توقف دوبله، عبور ممنوع یا موارد مشابه امری عادی به شمار می رود. اما مشکل اصلی را موتورسوارها ایجاد کرده اند. مشکلی که نه فقط از بعد قوانین راهنمایی بلکه از ابعاد اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و حتی پزشکی هم قابل بررسی است. موتورسواران هیچ یک  از قوانین عبور و مرور را رعایت نمی کنند. تماماً فاقد کلاه ایمنی هستند. تمام رده های سنی بدون هیچ مانعی راکب موتوسیکلت هستند. در مواردی موتورها مسروقه هستند. شب ها گروهی از موتورسواران با بوق های ناهنجار به صورت دسته جمعی در شهر حرکت می کنند و آسایش ساکنین را بر هم می زنند. عامل بعضی سرقت ها و زورگیری ها هستند. بعضاً مسلح هستند. بخش عمدة مراجعین به اورژانس بیمارستان فدراسیون را ترومای سر (ضربة مغزی) تشکیل می دهد که عمدتاً به علت تصادف با موتور بوده است. سرعت موتورسواران معمولاً بیش از حد مجاز است.

نظافت کلی شهر با توجه به وضعیت اسکان فعلی و برجا ماندن ویرانه ها در مجموع خوب است. زبالة انباشته در سطح شهر مشاهده نمی شود و ظاهراً اقداماتی برای سمپاشی درختان انجام شده است. اما هنوز بسیاری از پیاده روها قابل تردد نیست و افراد ناچارند برای تردد در سطح شهر وارد خیابان شوند.

میادین شهر ساماندهی ندارد و توقف های بیجا و اشغال بودن پیاده روها توسط کانتینرها و کانکس ها تردد پیاده و سواره را با مشکل مواجه می کند.

نیروی انتظامی با افزایش نیروهای خود به چند برابر معمول و برقراری واحدهای سیار کلانتری ها و انجام گشت زنی تلاش می کند امنیت را در سطح شهر برقرار کند.

نان شهر همچون قبل از زلزله از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است و با گذشت زمان کوتاهی از پخت غیرقابل مصرف می شود. گوشت سفید و قرمز هر چند در منازل ذبح می شود به تأیید کارشناسان دامپزشکی می رسد و دارای مهر است. میوه و سبزی در سطح شهر یافت می شود ولی به قیمت بالا به فروش می رسد. بر قیمت فروش سایر کالاها و خدمات نیز ظاهراً نظارت چندانی وجود ندارد. افراد غیربومی که برای کارهای خدماتی و کارگری به شهر وارد شده اند در حاشیة میادین و ورودی شهر بیشتر به چشم می خورند. از آنجا که این افراد عمدتاً از شرق و جنوب شرقی کشور وارد می شود . موجب انتقال بیماری هایی چون سل و مالاریا می شوند.

مطبوعات و روزنامه در چند دکه در حوالی مرکز شهر عرضه می شود. روزنامه های صبح ، عصر همان روز به شهر می رسد. " نشریة ندای بم " تنها نشریة شهر همچون قبل از زلزله در حال انتشار است. فروشگاه های محصولات فرهنگی در سطح شهر فعالند. در بسیاری مغازه ها نوارهای موسیقی خوانندگان قبل از انقلاب یا لوس آنجلسی آزادانه در معرض دید و فروش قرار دارد. ظاهراً نشریه ای به نام " بم زنده است. " نیز به زبان عربی و انگلیسی چاپ می شود که در سطح شهر پخش نمی شود.

بهشت زهرا اخیراً بالاترین توسعه را تجربه کرده است. قبرستانی که در دل شهری کوچک قرار داشت اکنون شهری کوچک را در دل خود جا داده است. طبق اظهار ساکنین عمق اکثر قبرهای جدید بسیار کم است. هنوز بسیاری از قبرها سنگ مزار ندارند و حتی هیچ نوشته و نشانه ای. روشن نیست صاحبان این قبور شناسایی شده اند یا خیر. بی شک تعدادی گمنام هستند و خواهند ماند. فضای قبرها حکایت از آن دارد که فاصلۀ بین جنازه ها بسیار کم بوده است. قرار است قبور مربوط به زلزله سر و سامان یابد و از بی نظمی فعلی که خطر ایجاد آلودگی محیط را نیز به همراه دارد خارج شود. شب های جمعه مردم به سوی قبرستان حرکت می کنند. هنوز با حرکت خودروها گرد و غبار به هوا برمی خیزد و بر سر و روی عابرین می ریزد. شاید بهتر بود تا ترمیم مسیر، از حرکت خودروها در داخل فضای قبرستان ممانعت به عمل می آمد. سنگ قبرهای دو الی ده یا حتی دوازده نفره مختص این شهر زلزله زده است. حجارها در حاشیة خیابان به کار مشغول هستند. حتماً در هیچ دوره ای از زمان تا این حد گرفتار کار نبوده اند.

روشنایی معابر اصلی و فرعی برقرار شده است. حتی در میادین شهر از چراغ های سبزرنگ استفاده شده که چهرة شاداب تری به شهر می بخشد. هر چند قطع آب و برق در ساعاتی از شبانه روز مشاهده می شود اما به نظر نمی رسد در حدی باشد که موجب نارضایتی اهالی شود.

کسبة شهر عموماً در اتاقک های دست ساز یا کانکس، کانتینر و چادر مشغول کار هستند. تعدادی نیز در ساختمان های قابل استفاده به کار مشغول شده اند. اما هنوز بخش عمده ای از آنها فاقد محل مناسب برای کار هستند. سطح پیاده روها به ویژه در حوالی میادین اصلی به طور کامل توسط فروشندگان اشغال شده است. بسیاری از آنها نیز به صورت دوره گرد و دستفروش فعال هستند.

 

وضعیت فرهنگی اجتماعی و مشکلات کنونی مردم

بمی ها خسته اند و تا حدی عصبانی اما طبق معمول همة ساکنان کویر صبور نشان می دهند و تا حدی کم حرف. رفت و آمد مسئولین برایشان عادی شده است و حاوی پیام خاصی نیست. با این همه وعده های بی نتیجه که به آنها داده اند باز هم حوصله می کنند و اگر سؤالی بپرسی پاسخ می دهند و باز هم از خودشان می گویند. آن چیزی که بیش از همه تسکین دهنده است، پذیرش تقدیر الهی و تسلیم است.

نزدیک داروخانة بیمارستان امام پس از ذکر تعدادی از اسماء الهی نوشته شده بود : " خدایا تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوییم. "

خاطرم هست یکی از اهالی موقع خداحافظی گفت : " خداوند جبار حفظت کند. " آیا زلزله واقعاً نشانه ای از قهر الهی بود؟

وجدان بم تبدار این سؤال است و مکرر می شنوی که در دفاع از خود می گویند : " صبح روز جمعه خیلی ها مشغول نماز بودند که زیر آوار رفتند."  " همة خوب ها رفتند. " و زمانی نیز سؤالات رنگ و بوی اعتراض به خود می گیرد : " چرا بم؟ "

همکاری داشتیم که به کنایه می گفت : " نمی دانم خداوند چه دشمنی با این مردم داشت که روزگارشان را سیاه کرد؟ "  هر چه بود تا زمان زلزله، بم روز به روز در حال رشد و توسعه بود از هر جهت کشاورزی، صنعتی، گردشگری و ...

مردم کم حوصله و شکننده اند و حتی  مسئولین شهر ..... حرف زیاد شنیده اند و ظاهراً کمتر کسی حوصله داشته است پای درد دل آنها بنشیند. هر مسئول بلندپایه ای با طوماری از توصیه و دستورالعمل از راه رسیده و تا به خود بیایند رفته است.

عده ای از اهالی صاحب طرح ها و نظراتی بوده اند که ظاهراً مورد توجه قرار نگرفته است. احساس عمومی بر این است که در بازسازی شهر خود نقشی ندارند. گویا هیچ کس به رأی و نیروی آنها احتیاجی ندارد. هنوز نامة سرگشادة شورای شهر بم به مسئولین مملکتی در گوشه و کنار به چشم می خورد. مضمون این نامه درخواست شفاف سازی اقدامات انجام شده یا اعلام مقدار دقیق کمک ها و تفویض امور به خود مردم است.

یکی از اهالی ناامیدانه می گفت : " فقط دعا کنید جای دیگر زلزله نشود تا ما کمی سر و سامان پیدا کنیم. " واقعیت این است که زلزله یک شهر را بلعیده است با ساختمان و انسان هایش جسم و روحشان را.

بیکاری در شهر فراگیر است. با این حال همة گروه ها نیروهایشان را با خود آورده اند یا از شهرهای دیگر تأمین می کنند. مسئول ستاد یاری بم (سیب) می گفت : دیپلمه ها و دانشجویان بمی که توسط یونیسف دوره های مهد کودک دیده اند حاضرند با حقوق 30 تا 40 هزار تومان کار کنند ولی برای همة آنها کار وجود ندارد.  برای شهری که آمار اعتیاد درآن بالاست بیکاری سم است .

دکتر حافظی که در زمینة ترک اعتیاد هم فعالیت می کند آمار اعتیاد را بالاعنوان می کند. به گفتة ایشان آمار مصرف تفننی بیشتر است.  مصرف روزانه به شدت بالاست. واحد مصرف در شهر مثقال است و عجیب نیست که فرد در طول روز دست کم یک مثقال مصرف کند. هزینة مصرف این مقدار تریاک تنها 2500 تومان است. مصرف هروئین نیز در شهر رواج پیدا کرده است. کودکان و حتی نوزادان مصون نیستند. اخیراً سزارینی در بیمارستان فدراسیون انجام شد که مادر و پدر هر دو معتاد بودند. نوزاد به طور ناخواسته معتاد محسوب می شود. چند روز قبل کودکی یک ساله در حالت اغما به بیمارستان آورده شد. تشخیص : مسمومیت با تریاک.

کسانی که در بدو ورود به شهر با تخلفات مختلف همچون سرقت مسلحانه، باجگیری و آمار بالای  اعتیاد مواجه می شوند نباید در قضاوت عجله کنند. این تنها یک سر طیف است. در مقابل با مردمی دیگر مواجه خواهند شد که بی نهایت صبور و خویشتن دار، بسیار مهمان نواز و عموماً دست و دلباز و بلندنظر هستند. در طول این مدت به چشم خود بسیاری را دیدم که با وجود از دست دادن تعداد زیادی از عزیزان با روحیه ای عالی در محل کار در نهایت ادب و احترام پاسخگوی مراجعین بودند و تا زمانی که ساعتی آنها را به حرف نگرفته بودم از شدت اندوهشان آگاه نشدم.

یکی از همکاران می گفت : در این شهر دوستی داشتم که دبیر بود. در محلة حافظ آباد زندگی می کرد. ما با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. زمانی که همسرش را از زیر آوار خارج می کنند اولین کلامی که بر زبان می راند توصیه به پرس و جو از احوال ما بوده است. " مرتباً تکرار می کرد که به داد دکتر و خانواده اش برسید آنها در این شهر غریب هستند. " این در حالی بود که شوهر و فرزندانش هرگز زنده از زیر آوار خارج نشدند.

دکتر محمودی می گفت : " کودکان مرتباً در نقاشی هایشان ارگ را می کشند. ارگ سمبل شهر بوده است. اگر ارگ بازسازی می شد در روحیة آنها بسیار مؤثر بود. بزرگترهایشان شعرهای بسیار پخته ای می سرایند. احساسات بم به شدت تحریک شده است. "

من دیده ام که بمی ها با چه هیجانی از ارگ سخن می گویند. ، مانند آنکه از بهترین عزیزانشان صحبت می کنند. ارگ یعنی هویت بم، ارگ یعنی تاریخ بم و اکنون ارگ فروریخته است و چیز قابل اعتنایی از آن باقی نمانده است. شروع بازسازی ارگ در بازسازی روحی همة مردم نه فقط کودکان تأثیر بسزایی خواهد گذاشت. باید ثابت کرد همه برای بازسازی آمده اند نه برپایی یک شهر جدید : شهری دیگر بدون ارگ  ... بخوانید بدون هویت.

برای همة کسانی که به قصد کمک به این شهر وارد می شوند آشنایی با روحیات این مردم امری ضروری است. چیزی که باید پذیرفت و در اندیشة تغییر آن نبود. اگر بمی روحیه و اعتماد به نفس خود را بازیابد و بتواند بر سر زانوان خود تکیه کند خود همه چیز را خواهد ساخت و این همان چیزی است که باید باور داشت.

بم نه تنها دراین روزهای سخت که تا ماهها وسالها شرایط ویژه خواهد داشت . اگر درکوتاه مدت هم چشم داشتن به کمکهای دولتی انتظاری واقع بینانه ومنطقی باشد بی شک چشم انداز دراز مدت بم را کمکهای انسان دوستانه گروهای غیر دولتی گریزان از هیاهوهای تبلیغاتی و مشی سود گرایانه رقم خواهد زد.

نگرانی دیگری که از این پس وجود خواهد داشت و توجه و برنامه ریزی مسئولین را به چالش خواهد کشید، بحران فرهنگی است . گسترش تکدی گری پس از بحران ها امری غیرمترقبه تلقی نمی شود. کودکان در این مورد آسیب پذیرترند. کمک ها نباید به گونه ای باشد که گداپروری را رواج دهد. خانواده های بمی از همین حالا زنگ خطر را به صدا درآورده اند : " بچه هایمان را عادت داده بودیم از کسی چیزی قبول نکنند. ولی حالا شاهد هستیم که برای گرفتن یک بسته بیسکوئیت از این مهد کودک به مهد کودک دیگر می روند. "

بافت و ترکیب جمعیتی شهر هم ممکن است برای همیشه تغییر کند. یکی از اهالی می گفت : " از این شهر می رویم. دیگر امیدی نداریم. حاصل تلاش بی وقفه من و همسرم طی 28 سال زندگی کارمندی آوار شد و تقریباً همة بستگان خود را از دست دادیم. " او و همسرش تا یاد دارند اجداد بمی داشته اند. در مقابل گروهی هستند که از مناطق مجاور به شهر وارد شده اند و بعضاً اظهار می دارند شرایطشان بعد از زلزله بهتر هم شده است. " زمانی مالک یک متر زمین هم نبودیم و درآمدی فوق العاده ناچیز. اکنون دست کم اتاقکی هست و اندکی مقرری داریم. " گفتة یکی از ساکنان پشت رود.

اگر آمار مردمی درست باشد و دست کم دو سوم جمعیت ساکن در شهر از بین رفته باشند تغییر بافت جمعیتی امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. آنچه باید در مسیر این تغییر مورد توجه قرار گیرد به حداقل رسیدن از هم گسیختگی فرهنگی است : سست شدن اعتقادات مذهبی و رواج نوعی بی قیدی نسبت به همه چیز، ظهور نسل جدید با عقاید و رفتارهای متفاوت از پدران و مادران خود، بروز بی نظمی های شدید و افزایش رفتارهای ضد اجتماعی.

از دید جامعه شناسان دوران پس از بحران به سه قسمت تقسیم می شود : مرحلة اول زمان امداد و نجات و ارسال کمک های فوری است. در مرحلة دوم بازسازی با استقرار هر چند موقت صورت می گیرد و نیازهای مادی تأمین می شود. در مرحلة سوم باید به بازسازی روانی و فرهنگی پرداخت. حلقة مفقوده در اکثر بحران های قبلی همین مرحله بوده است. این امر معمولاً متولی خاصی ندارد و جامعة بحران زده به حال خود رها می شود. خوشبختانه در طی زلزلة اخیر در این خصوص و کلیة موارد مرتبط با بهداشت روانی و مؤلفه های فرهنگی از طریق رسانه ها به تفصیل سخن گفته شد. باید امیدوار بود نوع رفتارهای اجتماعی ساکنین و اقدامات به موقع مسئولین در کنار هشدارهای به هنگام کارشناسان و ارباب جراید از بروز چنین معضلی در آیندة بم جلوگیری کند.



 
 
 
log